« ... | صفحه اصلی | لحظه ها »

سوپر ناموس

وقتی تصمیم به ازدواج گرفتیم، با هم قرار گذاشتیم خودمان را در انتظارات و توقعات ازدواج گرفتار نکنیم. دو تا دوست باشیم که می خواهند با هم همخانه شوند.
هنوز نرفته ایم زیر یک سقف و نمی دانم چقدر می شود که به قرارمان پایبند بمانیم. بعضی ها اما از همین حالا ما را یکجور دیگر می بینند.
چند وقت پیش یکی ازدوستان مشترک برای اینکه به من زنگ بزند و تبریک بگوید اول از شهاب اجازه گرفت. شوخی هم که باشد خیلی شوخی بدی است.
امروز هم یک دوست دیگر گفت نمی شود که ببینمت چون تو حالا به شهاب تعلق داری.
هر دو دوست هم مذکر بودند.
بیشتر از اینکه این شوخی /جدی ها اذیتم کند، این قراردادهای نانوشته ای که تا همه جا کشیده شده اند است که آزارم می دهد. این یکی فقط برای زن ها نیست. مردها هم حتما در این دام ها می افتند. نمونه اش هم تا بخواهید دور و برمان زیاد است.
هر چند زن ها این بار نیز سهم بیشتری می برند، هر چه باشد ناموس مردند و اگر آن مرد شوهر باشد می شوند سوپر ناموس حتما.
هیچ وقت به چیزهای زشت و احمقانه عادت نمی کنم. خوب نیست اصل این عادت نکردن. گاهی اوقات لازم است آدم گوشهایش رادروازه کند و سوت زنان راهش را برود.
چند وقت پیش داشتم برای شهاب از حقوق فراوانی که در قوانین مدنی ما به عنوان شوهر دارد می گفتم، اینقدر زیاد بود که خودم هم ترسیدم. وقتی این قوانین نانوشته را هم به آن اضافه کنیم دیوارهای این زندگی چقدر تنگ می شود.

نظرات (۵)

سلام

اولا" عكس و شعر قشنگت فالبت چي شده ؟

دوما" باهات به شدت موافقم منم خيلي دچار اين مشكل شدم يه مدت از تمام روابط دوستانه ام متنفر شده بودم چون فكر ميكردم اساس تمامشون جنسي بوده و با متعهد شدن من همه انگار نااميد شدن و كشيدن كنار ... مطمئنا" بعدا" كه دوستات رفيق هم خونه ي تو رو بشناسن همه چي حل ميشه ...

عجبا....

درود بر شما. چهار مطلب اخيرتان را خواندم. مخصوصا در مطلب آخر مي توانم درك كنم چه حسي به شما دست مي دهد وقتي احساس تحت تملك بودن به شما دست مي دهد!
بعد از اين چندين خط برايت مطلب نوشتم كه نمي دانم چه شد پاك كردم. حالي سربلند و پيروز باشيد

سوپر ناموس خيلي باحال بود. چه قدر هم اين نقش شوهر غيرتي به شهاب مياد!!!

سلام مطلب شما حرف بسياري از زنان است اميدوارم خوشبخت شوي به من هم سر بزن