همیشه نمی شود نوشته را با «من» شروع کرد. خودت که وسط ماجرا باشی خیلی چیزها را نمی شود نوشت. اصلا خیلی چیزها را نمی شود دید. گاهی باید کنار نشست. آنقدر آرام که خودت هم نفهمی.
آن وقت شاید بشود از ترس ها نوشت. از حس های گنگی که می آیند و می روند. از آرزوهایی که نمی خواهی شان. از کینه هایی که از یاد رفته اند. از زندگی هایی که هرگز نکرده ای.