« دست نوشته های زندان... | صفحه اصلی | کمپین داشت متولد می شد »

وقتی تو شادی

وقتی شادی، زیبا می شوی. زیباتر از همیشه. چشمهایت جوری می درخشند که آدم دلش می خواهد یک گوشه بنشیند و فقط نگاهت کند.
وقتی تو شادی، مهم نیست که این روزها چقدر تلخ است و چقدر غبارآلود.می شود برای چند لحظه هم که شده به تماشایت نشست و همه تلخی ها را از یاد برد.
ای کاش روزگار بیشتر به کام مان بود و می شد که بیشتر چشمهایت برق بزنند و خنده هایت در هوا پخش شوند. روزگار به کام نیست و همین تک لحظه ها هم غنیمت است.