معترضین : مبارزات را در شام غریبان هم ادامه خواهیم داد
یکشنبه ۶ دی ۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): معترضین امروز در خیابانها اعلام کردند که امشب همزمان با شام غریبان در میادین مرکزی شهر تهران تجمع خواهند کرد و به مبارزه خود ادامه خواهند داد. به گزارش خبرنگار سایت جرس، مردم معترض در خیابانها امروز تهران با یکدیگر وعده می گذاشتند که امشب همزمان با شام غریبان به اعتراض خود در برخی میادین مهم شهر ادامه خواهند داد. میدان محسنی، ونک ، انقلاب، فردوسی، امام حسین، تجریش و آریا شهر و همچنین پارکهای ملت و لاله از جمله مکان های وعده داده شده مردم بود.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود
شدت درگیری موجب افزایش تعداد زخمی های دو طرف شد
یکشنبه ۶ دی ۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): درگیری های گسترده و پراکنده همچان در خیابانهای مرکزی شهر تهران ادامه دارد و تعدادی زیادی از مردم و نیروهای نظامی تاکنون زخمی شده اند.
به گزرش خبرنگار جرس، از دقایقی پیش مردم چراغ های کنترل ترافیک را شکسته اند زیرا معتقدند که پلیس از این طریق اها را تعقیب می کند.
میدان ولی عصر، مقابل دانشگاه پلی تکنیک و دانشگاه تهران از مناطق عمده درگیری ها هستند. این در حالی است که مردم کنترل چهار راه ولی عصر را در اختیار دارند.
انتشار خبر شهادت جمعی از هموطنمان در درگیری های امروز تهران و همچنین دیدن زخمی ها ای درگیری موجب شده است تا مردم علاوه بر شعارهای تند علیه رهبر جمهوری اسلامی شعار "می کشم می کشم آنکه برادرم را کشت" را سر بدهند.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود
حمله بسیج و نیروهای لباس شخصی با چاقو و قمه
یکشنبه ۶ دی ۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): نیروهای لباس شخصی و بسیج با چاقو و قمه به مردم معترض حمله ور شده اند. به گزارش خبرنگاران جرس در تهران، نیروهای لباس شخصی و بسیج به شدیدترین وجه ممکن با معترضین مقابله می کنند و علاوه بر چوب و زنجیر اینک به وسیله قمه و چاقو نیز به مرم حمله ور شده اند. از خیابان انقلاب خبر می رسد که مردم بخش های زیادی از این خیابان به وِزه در چهار راه ولیعصر را در کنترل خود دارند.
گزارش ها از بروز درگیری های شدید مقابل پارک لاله و خیابان طالقانی حکایت دارد.
سرپیچی ماموران گارد ویژه از شلیک مستقیم به مردم
یکشنبه ۶ دی ۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): ماموران یگان های ویژه و نظامی در برابر دستورات فرماندهان خود مبنی بر شلیک تیر مستقیم به مردم سرپیچی می کنند. به گزارش خبرنگار جرس، در حالی که لحظه به لحظه بر شدت درگیری ها در مناطق مختلف تهران افزوده می شودو کنترل بسیاری از مناطق شهر از دست پلیس خارج شده است، فرماندها نظامی از نیروهای خود در مناطق مرکزی شهر خواسته است تا برای متفرق کردن مردم از شلیک تیر مستقیم استفاده کنند. ولی بسیاری از تیم نیروهای گارد با سرپیچی تیرهای هوایی شلیک می کنند یا به طور کلی امتناع می کنند. بنا به مشاهدات عینی مشاجره های زیادی بین نیرهای ویژه گارد سرکوب و فرمانده انها دیده شده. فرمانده این گروه بر سر آنها فریاد می زد که دادگاه نظامی برای آنها تشکیل خواهد داد و با آنها برخورد خواهد کرد اما نیروهای تحت امر او از دستورات او سرپیچی کردند. خبرنگار جرس که خود در محل حادثه در نزدیکی های میدا انقلاب حضور دارد می گوید: در پی این مشاجره فرمانده این نیروها در برابر یکی از اعضای گارد که گفت من هرگز مردم کشور خودم را نخواهم کشت، به صورت او سیلی زد و ا را تهدید به تشکیل دادگاه نظامی کرد.
گفتنی است گستردگی حضور مردم و مقاومت آنها باعث نفس گیر شدن نیروهای نظامی، عدم کنترل آنها بر وضعیت شهر شده است برای همین فرماندهان نظامی برای ترساندن مردم و خالی کردن خیابانها دستور شلیک تیر مستقیم داده اند.
در حال حاضر از گوشه و کنار شهر صدای تیراندازی و آژیر آمبولانسها به گوش می رسد.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می شود
گزارش آماری از روند بازداشت و احضار برابرخواهان کمپینی : 43 بازداشت طی یک سال و دو ماه
شنبه ۴ آبان ۸۷
2 اسفند 1386 - تغییر برای برابری یک سال و شش ماه از آغاز کمپین یک میلیون امضا می گذرد. طی این مدت کمپین به مدد تلاش کنشگران برابرخواه خود در تهران، شهرستان ها و به مدد تلاش فعالانه کنشگران خارج از کشور حتی فراتر از مرزهای رسمی کشور با وجود همه فشارها، تهدیدها و بازداشت ها همچنان به پیش می رود. اعضای آن هرجا که بشود برگه امضاها از کیفشان بیرون می آورند، درباره خواسته های کمپین حرف می زنند، از تاثیر قوانین بر زندگی زنان می گویند و از مردم می خواهند برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بیانیه کمپین را امضا کرده و در این حرکت مدنی مشارکت کنند. آنها سعی دارند که در فضای عمومی شهر ، فضایی که به زنان هم تعلق دارد در قالب ارتباط چهره به چهره و گفتگو با زنان ومردان به گردآوری امضا بپردازند. با وجود این، صدور قرار بازداشت برای 43 نفر از فعالان کمپین (از یک روز تا 5 ماه )و ابلاغ حکم حبس تعلیقی (جمعا 18 ماه )، هزینه ای است که زنان و مردان فعال در کمپین برای پیشبرد این حرکت اجتماعی پرداخته اند. این فشارها گاه حین جمع آوری امضا، گاه در پی تشکیل کارگاه های آموزشی، گاه در پی نشست های کوچک و بزرگ اعضای کمپین در تهران و شهرستان ها و گاه به دلیل فعالیت در حوزه های خبری در رسانه کمپین و ...مواردی ازاین دست رخ داده است. 24 آذر ماه 1385: زینب پیغمبرزاده / اولین بازداشت؛ جمع آوری امضا در مترو چهار ماه از آغاز به کار کمپین گذشته است. اولین نشست سراسری اعضای کمپین در پارکینگ منزل شخصی یکی از اعضا برگزار شده، هنوز به خانه هایمان نرسیده ایم که خبر بازداشت "زینب پیغمبرزاده" می رسد. در مترو با مردم درباره کمپین یک میلیون امضا و تبعیضات قانونی بر زنان گفتگو می کرده و از آنها می خواسته بیانیه کمپین را امضا کنند که دستگیر می شود. پس از 5 روز بازداشت در بازداشتگاه های گیشا و وزرا، اتهام زینب "اقدام علیه امنیت ملی" اعلام می شود. زینب پیغمبرزاده 29 آذر ماه، پس از بازپرسی در شعبه 14 دادگاه انقلاب با قرار کفالت آزاد می شود. 20 دی 1385: نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی/ جمع آوری امضا در مترو کمتر از یک ماه بعد نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی هنگام جمع آوری امضا در مترو بازداشت می شوند، به خاطر بکارگیری مسالمت آمیزترین روش مدنی در احقاق مطالبات حقوقی. نسیم و فاطمه پس از یک روز بازداشت در بازداشتگاه گیشا، آزاد می شوند. به نظر می آید با توجه به اینکه جرمی واقع نشده، پرونده مختومه اعلام شود. اما احضاریه ای که در فروردین 1386 به دست این دو دختر دانشجو می رسد، نشان از تغییر روند بازپرسی دارد. نسیم و فاطمه که دانشجوی دانشگاه تهران هستند، می گویند :« ما را ازحراست دانشگاه تهران خواسته بودند وقتی مراجعه کردیم گفتند از طرف پلیس امنیت برای شما احضاریه آمده است. 28 فروردین به پلیس امنیت واقع در میدان عشرت آباد مراجعه کردیم، در آنجا مجددا مورد بازجویی قرار گرفتیم سپس ما را از پلیس امنیت به دادگاه انقلاب دادیاری ویژه امنیت منتقل کردند در آنجا هم مجددا مورد بازپرسی قرار گرفتیم و تفهیم اتهام شدیم. به ما گفته شد که اتهام شما اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام است ما نیز در آخرین دفاع ازخود این اتهام را نپذیرفتیم.» فاطمه دهدشتی ونسیم سرابندی پس از تفهیم اتهام به قید کفالت آزاد می شوند. اما در دادگاهی که 21 مرداد ماه در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزار می شود، به اتهام "اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام " به 6 ماه حبس تعلیقی تا 2 سال محکوم می شوند. 13 فروردین 1386: محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز/جمع آوری امضا، پارک لاله دستگیری 5 نفر از اعضای کمپین، خبر داغ سیزده بدر 1386 است. خبری که گمان می رود دروغ سیزده بدر باشد، چرا که گفتگو با مردمی که به پارک لاله آمده اند و کمی آنطرف تر از شما بساط ناهارشان را پهن کرده اند در هیچ کجای قانون ممنوع نشده، دعوت از آنها برای امضای بیانیه ای که خواستار اصلاح قوانین تبعیض آمیز است نیز عمل مجرمانه ای محسوب نمی شود. با همه اینها اما، سعیده امین، سارا ایمانیان، محبوبه حسین زاده، ناهید کشاورز، همایون نامی دستگیر می شوند. نیروهای امنیتی ابتدا این پنج نفر را به اماکن میدان نیلوفر تحویل می دهند. بازداشت شدگان بعد از ساعتی پرسش و پاسخ، به بازداشتگاه وزرا انتقال داده می شوند و شب را در این بازداشتگاه بسر می برند. 14 فروردین سه نفر از بازداشت شدگان (سارا ایمانیان، سعیده امین، همایون نامی ) با سپردن قرار التزام در دادگاه انقلاب، آزاد و ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین منتقل می شوند. انتقال این دو عضو کمپین به بند عمومی زندان اوین در حالی است که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته می شود که با قرارکفالت آزاد می شوند . بسیاری از وکلا در گفتگو با سایت تغییر برای برابری اعلام می کنند : « در قوانين جمهوري اسلامي و قانون جزا هيچ اشاره اي به مجرمانه بودن جمع آوري امضا نشده است و از نظر قوانين و حقوق دانان اين زنان هيچ جرمي مرتكب نشده اند.»(1) با وجود این ناهید و محبوبه 13 روز در بازداشت می مانند و در نهایت 26 فروردین ماه با قرار کفالت 20 میلیون تومانی برای هر یک از آنان، آزاد می شوند. " اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی"اتهامی است که قبل از آزادی از زندان در بند 209 اوین به این دو عضو کمپین اعلام شد. 20 خرداد 1386 : احترام شادفر (مادر کمپینی )و همسایه او /جمع آوری امضا دو روز قبل از سالروز تجمع اعتراضی زنان در 22 خرداد دو نفر دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت می شوند، این بار نوک پیکان بازداشت ها دختران جوان کمپینی را رها کرده و به سراغ مادرانشان آمده است. ساعت یک بعد از ظهر روز 20 خرداد ماه 1386 زنگ خانه زینب (احترام) شادفر از فعالان کمپین یک میلیون امضا به صدا در می آید. یکی از همسایه هایش که در جمع آوری امضا نیز فعال است، از احترام می خواهد جلوی در برود. او که 50 سال دارد، حین جمع آوری امضا دستگیر شده است. به ماموران گفته است که دفترچه کمپین و بیانیه امضا را از احترام گرفته است. ماموران بدون نشان دادن حکم جلب، هردوی آنها همراه خود می برند و در پاسخ به نگرانی خانواده ها اعلام می کنند که :«به دستور دادیار برای پاره ای توضیحات می روند و تا یک ساعت دیگر می آیند. نگران نباشید و نمی خواهد بیایید خودشان بر می گردند.» با پیگیری خانواده ها مشخص می شود که آنها را ابتدا به اماکن میدان نیلوفر و پس صدور حکم 24 ساعته برای آنها، به بازداشتگاه وزرا منتقل شده اند. در شعبه ویژه امنیت دادگاه انقلاب با قید التزام آزاد می شوند. پرونده همسایه احترام بسته می شود اما 8 ماه بعد، حکم 6ماه حبس تعلیقی به مدت دو سال برای احترام وی اعلام می شود. شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی اتهام احترام شادفر را " اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا" اعلام کرده است. علت صدور این حکم جمع آوری امضا عنوان شده است. 20 تیر ماه1386: جای مردان برابر خواه در زندان است:امیر یعقوبعلی کمپین همچنان ادامه دارد. با تجربه هایش، با اعضای جدیدی که به این حرکت می پیوندند، با اضافه شدن هر روزه تعداد امضاها و با ادامه داشتن دستگیری ها..... علت دستگیری ها همچنان جمع آوری امضا اعلام می شود، شیوه دستگیری ها اما یکسان نیست. پس از دستگیری مادران کمپینی نوبت به مردان برابر خواه می رسد. 20 تیرماه امیر یعقوبعلی در پارک اندیشه تهران حین جمع آوری امضا دستگیر می شود. امیر به سلول انفرادی بند 209 انتقال داده می شود و قاضی در پاسخ به مادر امیر که مگر جمع آوری امضا جرم است؟ می گوید:«امیر مرد است چکار به کار زنها دارد، برود بنشیند درسش را بخواند.» با طولانی شدن بازداشت امیر و مشخص نشدن وضعیت وی از طرف مقامات قضایی، کمیته مادران کمپین یک میلیون طی نامه ای به ریاست محترم قوه قضائیه نسبت به بازداشت امیر یعقوبعلی و بهاره هدایت (عضو کمپین یک میلیون امضاء که همزمان با امیر به خاطر فعالیت های دانشجویی اش در بازداشت است) اعتراض کرده و خواستار رسیدگی به پرونده آنان می شود. تعدادی از مادران کمپینی 3 مرداد این نامه را به دفتر ریاست قوه قضائیه ارائه می دهند. امیر یعقوبعلی 17 مرداد ماه، پس از 28 روز بازداشت در سلول انفرادی با وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد می شود. 23 شهریور1386: بازداشت 25 نفر در کارگاه آموزشی خرم آباد تنوع بازداشت ها از افراد بازداشت شده به شیوه بازداشت ها نیز می رسد. این بار پلیس با حمله به یک کارگاه آموزشی کمپین که در منزل شخصی یکی از داوطلبان خرم آبادی برگزار شده است، 25 شرکت کننده در کارگاه را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت می کند. دقایقی از شروع کارگاه نگذشته است که 10 پلیس مسلح با لباس نظامی و شخصی و 3 پلیس زن با خشونت وارد خانه شده و از همان آغاز، به صاحبخانه حمله کرده و با قنداق تفنگ ولگد او را مورد ضرب وشتم قرار می دهند. پس از یک ساعت توهین و تجسس و ضرب وشتم و ضبط وسایل شخصی، مردان را دستبند به دست از خانه خارج می کنند، زنان با فریادهای اعتراض آمیز از دستبند زدن امتناع می کنند. شرکت کنندگان در کارگاه هنگام خروج از منزل درکمال تعجب با جمعیتی رو به رو می شوند که پلیس به آنان گفته است که این افراد به خاطر " راه انداختن بساط لهو و لعب" بازداشت شده اند! 20 نفر از شرکت کنندگان در کارگاه به همراه میزبان، نفیسه آزاد، زارا امجدیان، جلوه جواهری، منصوره شجاعی و نازلی فرخی پنج عضوی که از تهران برای برگزاری کارگاه رفته اند، پس از 12 ساعت بازداشت آزاد می شوند. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور فعالان اجتماعی خرم آباد در بازداشت نگهداشته می شوند. جرم آنها برگزاری یک کارگاه آموزشی در خانه ای کوچک و با عده ای محدود در مورد قوانین نابرابر است. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور پس از 3 روز در بازداشت در خرم آباد. عصر روز 25 شهریور آزاد شدند. 17 مهر 1386: بازداشت ها به کردستان رسید: روناک صفا زاده 17 مهر، روناک صفازاده از فعالان حقوق زن در سنندج در خانه اش بازداشت می شود. روناك در حالي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت می شود كه به گفته خانواده اش روز قبل از بازداشت همزمان با روز کودک به همراه هانا عبدی فعال دیگر حقوق زنان، جشن شادی برای بچه هاي موسسه "هوراز"، در سنندج برپا كرده است. آنها در این جشن 500جزوه کمپین را تکثیر كرده و براي جمع آوري امضا به مراسم مي برند. حين جمع آوري امضا یک مامور بیانیه را از دست روناک می گیرد و فرداي آن روز نيروهاي امنيتي ساعت 7 صبح به خانه روناک و هانا عبدی ميروند. هانا را نمی یابند اما روناک را هنگام رفتن به سرکار بازداشت می کنند و سپس وارد خانه شده و پس از تفتيش خانه و ضبط برخي از وسایل شخصی روناک او را با خود می برند. به گفته خانواده روناک نيروهاي امنيتي پس از تفتيش منزل، وی را به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل می کنند و برگه هاي بيانيه و 5000 دفترچه كمپين را که از خانه روناک برداشته اند با خود می برند. پس از 18 روز بی خبری از وضعیت روناک صفازاده بالاخره خبر صدور قرار بازداشت یک ماه برای روناک به خانواده وی اعلام می شود .بیش از چهار ماه از بازداشت روناک صفازاده می گذرد و آخرین خبرها حکایت از انتقال وی به بند عمومی زندان سنندج دارد. روناك صفازاده 21 ساله،گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان است. 13 آبان 1386:ادامه بازداشت ها در کردستان:هانا عبدی پس از گذشت یک ماه از بازداشت و بی خبری از روناک صفازاده ، 13 آبان 1386 هانا عبدی فعال دیگر حقوق زنان که روز 17 مهر به همراه روناک در حال جمع آوری امضا بود، بازداشت می شود. طبق گفته خانواده او، هانا را ماموران امنیتی در خانه پدر بزرگش در سنندج بازداشت کرده اند. ماموران پس از بازداشت هانا، به خانه پدر او می روند و پس از بازرسی خانه کیس کامپیوتر هانا و چند دفترچه حقوقی کمپین را با خود می برند. هانا 21 سال دارد، دانشجوی رشته روان شناسی در دانشگاه پیام نور بیجار است و در جمع آوری امضا برای کمپین فعال بوده است. آخرین خبر از روناک و هانا ملاقات هفته گذشته آنها با وکیلشان محمد شریف است. در حالی پرونده روناک وهانا در مرحله تحقیقات است، به جای منابع رسمی، برخی سایت های خبری به این دو دختر جوان اتهامات امنیتی زده اند. این درحالی است که خانواده های آن دو تاکید دارند که آنها در پی جمع آوری امضا برای کمپین دستگیر شده اند. باوجود تلاش فراوان وکلای برای به عهده گرفتن وکالت آنها، سرانجام محمد شریف توانست وکالت انها را برعهده بگیرد و با آنها ملاقات کند. شریف با اظهار نگرانی از صدور برخی احکام سنگین و استناد به اقاریر آنان که در شرایط بازجویی غیر قانونی صورت گرفته، می گوید:«متاسفانه این دو دختر جوان در شرایط انفرادی و با شکل و شیوه و نحوه غیر قانونی با اتهامات سنگینی مورد بازجویی قرار گرفتهاند، لذا با استناد به قوانین موجود به نظر بنده این اقاریر کاملا باطل بوده و نمی تواند در دادگاه به عنوان اسناد معتبر جهت صدور حکم مورد استناد قرار گیرند. در نتیجه من در نخستین اقدام تقاضای تبدیل بازداشت و تودیع وثیقه برای آنها کردم و امیدوارم با آزادی این دو نفر تا زمان دادگاه موافقت کنند، پس از آزادی و تشکیل دادگاهی مطابق با موازین قانونی، اقاریر آنان هم معتبر خواهد بود و در آن صورت امکان محاکمه قانونی وجود دارد.» 27 آبان 1386: بازداشت یک روزنامه نگار و وب نگار کمپینی:مریم حسین خواه تا قبل از این تمامی بازداشت های کمپین به بهانه جمع آوری امضا بود، بازداشت مریم حسین خواه، اما این روال را برهم زد. 24 آبان ماه احضاریه ای مبنی بر مراجعه به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برای او فرستاده شد و طی بازجویی هایی 26 آبان ماه، به اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق سایت تغییر برای برابری(سایت کمپین یک میلیون امضا) و زنستان (سایت مرکز فرهنگی زنان) متهم شد. ادامه بازجویی به روز بعد موکول شد و 27 آبان ماه مریم حسین خواه با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. بازداشت این عضو کمپین 45 روز ادامه داشت و در نهایت با اعلام خانواده وی مبنی بر ناتوانی از تامین این وثیقه سنگین با ضمانت بانکی 5 میلیون تومانی آزاد شد. 10 آذر 1386: بازداشت یک وب نگار دیگر کمپینی :جلوه جواهری دو هفته پس از بازداشت مریم حسین خواه به بهانه فعالیت در سایت تغییر برای برابری، جلوه جواهری از دیگر فعالان این سایت بازداشت شد. جواهری پس از دریافت احضاریه ای از سوی دادسرای شعبه يک امنيت تهران، به دادگاه انقلاب مراجعه کرد و پس از بازجويي به اتهاماتي چون " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سايت تغییر برای برابری " متهم شد. قرار وثیقه جلوه 50 میلیون تومان بود که پس از تحمل 30 روز حبس در بند عمومی زندان اوین و با اعلام خانواده وی مبنی بر ناتوانی از تامین این وثیقه سنگین با ضمانت بانکی 5 میلیون تومانی آزاد شد. 25 بهمن1386:دو بازداشت دیگر برای جمع آوری امضا: راحله عسگری زاده، نسیم خسروی 25 بهمن ماه، قرار بود یک تئاتر خیابانی با موضوع تعدد زوجات در جشنواره فجر اجرا شود. چند نفری از فعالان کمپین برای تهیه گزارش و عکس از این تئاتر به پارک دانشجو(محل اجرای تئاتر) رفتند و پس از اتمام برنامه با مردم در رابطه با تعدد زوجات گفتگو کرده و از آنها خواستند بیانیه کمپین را امضا کنند.نیروهای امنیتی پارک دو نفر از اعضای کمپین را در حال جمع آوری امضا بازداشت می کنند. جرم آنها "فعالیت تبلیغی علیه نظام" عنوان می شود. نسیم خسروی و راحله عسگری زاده ، پس از دستگیری به کلانتری 129 (جامی ) و سپس به آگاهی 8 منتقل و پس از بازجویی از آنجا به بازداشتگاه وزرا منتقل می شوند. شنبه 27 بهمن ماه، دادگاه انقلاب با صدور قرار وثیقه 20 میلیونی برای هر یک از این دو زن جوان ، آنان را راهی بند عمومی اوین می کند. راحله و نسیم هنوز در زندانند. بیشتر بازداشت ها که با اتهام "اقدام علیه امنیت ملی"صورت گرفته، به خاطر جمع آوری امضا بوده است. اما به اعتقاد فريده غيرت، عضو كانون وكلاي دادگستري، جمع آوري امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز جرم نبوده و اتهام اقدام عليه امنيت ملي در اين مورد مصداق ندارد. به اعتقاد وی كمپين و كل اهداف آن را نمي توان عمل مجرمانه اي قلمداد كرد. هدف كمپين در بيانيه اي كه براي امضاي آن تنظيم شده روشن است و هر كسي كه شناختي از قوانين را داشته باشد متوجه مي شود كه هدف تنها تغيير قوانين در مسير برابري است و نه تغيير نظام يا مواردي كه اتهامات امنيتي را در پي دارد.(2) شیرین عبادی نیز که وکالت بسیاری از بازداشت شدگان کمپین را بر عهده داشته نیز در پاسخ به این سوال که اگر بگویند جمع آوری امضا امنیت را به خطر می اندازد چه باید کرد؟ آیا باید سرسپرد و یک اقدام قانونی و مدنی چون جمع آوری امضا را غیرقانونی محسوب کرد؟ گفت:« اگر کسی چنین استدلال کند که بله جمع آوری چند امضا امنیت را به مخاطره می اندازد در حقیقت به نظام جمهوری اسلامی توهین کرده است و نظام جمهوری را آنقدر سست اعلام کرده که فکر می کند با جمع آوری چند امضا امنیت به مخاطره می افتد، به نظر من کسی که این فکر را اشاعه می دهد و براساس این فکر رای صادر می کند خود مجرم است و اتهام او تشویش اذهان عمومی است زیرا این فکر را به مردم القا می کند که در کشور امنیت نیست و ضریب امنیت آنقدر پایین است که با چند امضا به مخاطره می افتد دو به این طریق است که اذهان عمومی مشوش می شوند. خود این حکم، صادر کننده این حکم تشویش اذهان عمومی کرده است.»(3) دیگر احضارهای فراقانونی در تهران و شهرستان ها بازداشت و بازجویی اعضای کمپین به بهانه های دیگر نیز از جمله فشارهایی است که فعالان کمپین در این مدت متحمل شده اند. در کنار احضارهای پی در پی اعضای کمپین، تهدید آنها به برگزار نکردن جلسات کمپین در منازل شخصی شان و ممانعت نیروهای امنیتی از ورود به جلسات کمپین نیز مانعی دیگر در برابر این حرکت اجتماعی مدنی است که با مسالمت آمیز ترین شکل ممکن پیگیری می شود. در تهران، نفیسه آزاد، پرستو اللهیاری، نجمه زارع، بهناز شکاریار، نسرین فرهومند و خدیجه مقدم تاکنون به خاطر تشکیل جلسات کمپین در منازل شخصی شان از سوی پلیس امنیت دعوتنامه یا احضاریه دریافت کرده و مورد بازجویی قرار گرفته اند. شیرین عبادی این اقدامات را فراقانونی می داند و می گوید:« متأسفانه اخیراً شیوه جدیدی از نقض حقوق بشر در ایران باب شده و آن این است که روز به روز دامنه آزادی اجتماعات که مورد تأکید قانون اساسی نیز هست تنگ تر شده است. این شیوه برخورد محدود کردن هر چه بیشتر آزادی اجتماعات است که نشان از عدم توجه به مقررات قانونی خود قانون اساسی دارد.» درکنار این احضارها براساس گزارش های رسیده از سوی فعالان حقوق زن و اعضای کمپین در شهرستان ها تاکنون فعالان کمپین در شهرهای دیگری چون اصفهان، شیراز، کرمانشاه، انزلی، رشت، همدان نیز مورد بازجویی قرار گرفته اند. بدین ترتیب براساس آمار به دست آمده، تاکنون 43 نفر از اعضای کمپین بازداشت شده اند که جرم 15 نفر آنها جمع آوری امضا بوده است. سایر بازداشت ها به دلیل فعالیت های دیگر در کمپین بوده .اتهام تمامی آنها اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است. همچنین تا کنون حدود 6 نفر از اعضای کمپین به طرق گوناگون از سوی پلیس امنیت مورد احضار و بازجویی قرار گرفته اند. 1،2،3: سایت تغییر برای برابری
روز شمار کمپین /سال اول
شنبه ۴ آبان ۸۷
تغییر برای برابری-5 شهریور 1387 دو سال از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز می گذرد. دو سال پر فراز ونشیب که هر روز آن پر از اتفاق بود و تجربه. در روزهای سختی که هیچ سهمی از امکانات عمومی این شهر نداشتیم و در عوض تهدیدات امنیتی هر روز عرصه را به ما تنگ تر می کرد، در برابر موانعی که از هر طرف جلوی ما قد علم می کردند روش های تازه ای را آزمودیم. آموختیم که هرگز ناامید نشویم و حتی در روزهایی که یارانمان به جرم برابری خواهی پشت دیوارهای بلند اوین اند و تیغ تیز بازداشت و بازجویی و احکام سنگین تعزیری وتعلیقی بالای سرمان است، تلاش برای عمومی کردن مطالبالت برابری خواهانه و گفتگوی چهره به چهره با مردم را متوقف نکنیم. روزشمار دوسالی که ما اعضای کمپین یک میلیون امضا در سراسر ایران درکنار یکدیگر پشت سر گذاشتیم، مروری است بر تمام روزهای تلخ و شیرینی که نطفه کمپین یک میلیون امضا آرام شکل گرفت و جوانه زد و به بار نشست. 5شهریور 1386: كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز آغاز به كار كرد این جرقه ها اما بالاخره شعله ور شد. 5 شهریور 86 بود و زنان و مردانی که می خواستند اولین امضاهایشان را بر پای بیانیه کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز بگذارند، یکی یکی از راه می رسیدند.از چند ماه پیش در تدارک آغاز کمپین بودیم و قرارمان برای اعلام رسمی آغاز به کار کمپین سالن اجتماعات یک موسسه خیریه بود. درهای موسسه اما قفل بود.از طرف نیروهای انتظامی و امنیتی دستور آمده بود که برنامه باید لغو شود.... کمپین اما داشت متولد می شد. نمی شد متوقفش کرد. اولین امضاها در خیابان بر پای بیانیه کمپین نشست. 200 امضا از فعالان زن، وکلا، هنرمندان، نویسندگان، شاعران، روزنامه نگاران، کارگران، نویسنده ها، فعالان شهرستان ها و مردمی که ما نمی شناختیمشان و فقط صدای مان را شنیده بودند. 24 شهریور:کمپین به تبریز رفت اولین شهری که میزبان کمپین شد، تبریز بود. تبریزی ها که از همان روز اول و پشت درهای بسته موسسه رعد کنار کمپین بودند.پس از پس از برگزاری دو کارگاه آموزشی در تهران، اولین کارگاه شهرستانی را 24 و 25 شهریور 1385 برگزار کردند. فیروزه مهاجر ، زهره ارزنی ، خدیجه مقدم و شهلا انتصاری در کارگاهی که 23 نفر از فعالان زن تبریزی و اعضای سازمان های غیردولتی این شهر حضور داشتند، از اهداف کمپین گفتند و شیوه کارش و موارد حقوقی که به آن اعتراض داریم. کلید آغاز به کار رسمی کمپین تبریز همان روز با تشکیل کمیته های آموزش ، روابط عمومی و مالی اولین زده شد. 28 مهر: کمپین در اصفهان اصفهانی ها برای آغاز به کار کمپین منتظر برگزاری کارگاه آموزشی نماندند و با برگزاری نشست های حقوقی که به همت وکیل همشهری شان"محمد علی دادخواه" برگزار شد، کار را شروع کردند. «خدیجه مقدم» از اعضاي گروه آموزش كمپين هم در این نشست برایشان از کمپین گفت و چگونگی همکاری با آن . این نشست در دفتر انجمن زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست شاخه اصفهان برپا شد و تعدادی از فعالان تشکل های غیر دولتی و علاقه مندان به بحث زنان از جمله اعضا شبکه تشکل های غیر دولتی زنان حضور داشتند. اصفهانی ها در این نشست تصمیم گرفتند به استناد تجربه های قبلی شان گروه هایی که به شکل تشکلی یا فردی قصد همکاری با کمپین را دارند بدون اینکه دور محور و چارت خاصی جمع شوند اقدام به این کارکنند و درنهایت امضا ها از طریق یک هماهنگ کننده به تهران ارسال شود. 13 آبان: همدان هم به كمپين پيوست اوایل مهر ماه 85، چند دختر و پسر جوان همدانی بیانیه کمپین را در سالن اجتماعات ورشو تهران درحاشیه نشست سازمان های غیردولتی امضا کردند و یک ماه بعد ایمیل زدند که می خواهیم کمپین را به شهرمان ببریم. محل برگزاری کارگاه خانه تشکلهای همدان بود و 15 نفری که در کارگاه شرکت داشتند نیمی شان اعضای جوان تشکل های غیردولتی بودند و نیم دیگر معلمان میانسالی که می خوساتند در کمپین فعالیت کنند. این کارگاه را سارا لقماني و افروز مغزي برگزار کردند. 14 آبان:کمپین به گرگان رسید گرگانی ها هم از همان روز اول بودند. جمع آوری امضا را هم از همان روزها شروع کرده بودند. شکل گرفتن گروه کاری و آماده سازی مقدمات برای برگزاری کارگاه اما به آبان ماه رسید. گروه کوچک مطالعاتی 5،6 نفره ای که قبل از کمپین در حال شکل گیری بود، هسته اولیه کمپین شد و توانست با تشکیل یک کارگاه 22 نفره، آغاز به کار کمپین گرگان را رسما اعلام کند این کارگاه در کانون دوستداران کتاب، با همکاری زهره ارزنی، سارا لقمانی و جلوه جواهری از کمپین تهران برگزار شد. 18 آبان:کمپین زنجان، سازماندهي گسترده و منظم قرار بود فعالان زنجان هم در نشست افتتاحیه کمپین صحبت کنند. نشست برگزار نشد و زنجانی ها چند ماه بعد یک نشست عمومی درباره قوانین تبعیض آمیز را در شهر خودشان برگزار کردند. نشستی با موضوع "بررسي جايگاه زن در قوانين مدني" که 11 آبان ماه با حضور نسرین ستوده و بيش از 100 نفر از فعالان زنجانی برگزار شد.الناز ناطقی و ترانه امیرتیموری نیز در این نشست نسرین ستوده را همراهی می کردند. کمپینی های زنجان اعضای موسسه غير دولتي ترانه بودند كه از سال 82 در زمينه زنان می کردند.بنا به همان سابقه بود که 18 آبان ماه، یک هفته پس از برگزاری نشست با دعوت از همه علاقمندان به فعالیت در کمپین کمیته های کمپین یک میلیون امضا را در زنجان تشکیل دادند. تشکیل كميته های اطلاع رساني، مالي ، تدارکات، آموزش، شهرستان ها و سازماندهي اولین قدم زنجانی ها بیرا شکل گرفتن کمپین در این شهر بود. 23 آبان1385: کمپین یکمیلیون امضا در کرج پس از شهرهایی که از روز اول همراه کمپین بودند، نوبت به کرج رسید که به دلیل نزدیکی به تهران بسیاری از فعالان آن در کمپین تهران حضور داشتند. کارگاه کرج را خدیجه مقدم و زهره ارزنی برگزار کردند و با حضور 60 نفر ا اقشار مختلف جامعه، یکی از متفاوت ترین کارگاه های کمپین بود. در این کارگاه از زنان خانهدار، دانشجو، معلم، دبیر، استاد دانشگاه، پزشک، پرستار و مترون بیمارستان گرفته تا زنانی که مدیر مهدکودک، مربی سوارکاری، عکاس، گرافیست، نقاش و کارگردان سینما بودند حضور داشتند. علاوه بر این تعدادی از اعضای چند انجیاو مثل اعضای جمعیتهای محیط زیستی و همیاری سلامت روان و... نیز با هدف فعالیت در کمپین به این کارگاه آمده بودند. 29 آبان:ارونداتی روی، به کمپین " یک میلیون امضا" پیوست ارونداتی روی(Arundhati Roy) اکتیویست، فمینیست و نویسنده نام آشنای هندی به کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" پیوست. این فمینیست و اکتیویست برجسته، در دیدار با شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل و از اعضای کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" اعلام حمایت و همبستگی خود با این حرکت مدنی برابر خواهانه جمعی از زنان ایرانی اعلام کرده و بیانیه این کمپیین را امضا کرد. 11 آذر1385: كمپين يك مليون امضا به يزد هم رسيد كارگاه يزد در يك مغازه كوچك بود. مغازه اي كه صاحبش براي چند ساعت آن را در اختيار كمپين گذاشته بود و بچه هاي يزد با كرايه 20 صندلي و آوردن يك تخته سفيد آن را براي برگزاري كارگاه آماده كرده بودند. در همدان و تبريز و گرگان و يزد بار اصلي هماهنگي افراد براي شركت در كارگاه آموزشي به دوش سازمان هاي غيردولتي زنان بوده و شركت كنندگان نيز اغلب اعضاي فعال اين تشكل ها بودند. در يزد اما به دليل فعال نبودن تشكل هاي يزد اين گروه با شيوه اي متفاوت شكل گرفته بود. با ارتباط چهره به چهره با فعالان اجتماعي شهر و حساس كردن آنها به نابرابري هاي حقوقي و در نهايت جلب موافقت و همكاري آنها براي راه اندازي كمپين يك ميليون امضا در يزد. براي كارگاه يزد يك تيم شش نفره راهي اين شهر شد. يك وكيل براي آموزش هاي حقوقي:زهره ارزني؛ يك تسهيلگر براي آموزش چهره به چهره و معرفي طرح:سارا لقماني؛ يك نفر از كميته مالي: ناهيد جعفري؛ دو نفر از كميته داوطلبان براي هماهنگ كردن برگزاري كارگاه و ارتباط گرفتن با داوطلبان يزدي: جلوه جواهري و زارا امجديان و يك نفر از كميته رسانه براي پوشش خبري كارگاه: مريم حسين خواه. كارگاه با دادن شماره هاي تماس و برنامه ريزي براي يك همكاري مستمر و بلند مدت به پايان رسيد. با اميد به اينكه گردهم آمدن اين گروه كوچك، آغازي باشد براي حركت هاي هدفمند و سازماندهي شده در يزد و شايد هم نقطه شروعي براي شكل گيري سازمان هاي غيردولتي زنان. 15 آذر: اولین گزارش عملکرد کمپین اولین گزارش عملکرد کمپین در سایت تغییر برای برابری منتشر شد. این گزارش شیوه کار کمیته های مختلف کمپین شرح داده و نگاهی دارد به فراز و نشیب های کمپین در عمر سه ماهه اش. 23 آذر1385 : اولين نشست سراسري دست اندركاران كمپين يك ميليون امضا 23 آذر ماه 1385: اولین بازداشت؛ جمع آوری امضا در مترو هنوز به خانه هایمان نرسیده ایم که خبر بازداشت "زینب پیغمبرزاده" می رسد. در مترو با مردم درباره کمپین یک میلیون امضا و تبعیضات قانونی بر زنان گفتگو می کرده و از آنها می خواسته بیانیه کمپین را امضا کنند که دستگیر می شود. این اولین بازداشت اعضای کمپین به خاطر جمع آوری امضا است. اعتراضات ما به اینکه جمع آوری امضا برای اعتراض به قوانین جرم تلقی نمی شود به جایی نمی رسد. اتهام زینب پس از 5 روز بازداشت در بازداشتگاه های گیشا و وزرا، "اقدام علیه امنیت ملی" اعلام می شود. 28 آذر1385: پیوستن جیانا نانینی، ستاره ایتالیایی موسیقی راک ، به حامیان کمپین جیانا نانینی، ستاره ایتالیایی موسیقی راک ، به حامیان کمپین یک میلیون امضاء پیوست. این ستاره ایتالیایی موسیقی راک ، که از فعالین حقوق بشر و فمنیستهای پیشرو ایتالیا است، در سفری که به تهران داشت از روند جریان کمپین در ایران آگاهی یافته و بیانیه کمپین را به عنوان حامی امضا نموده و با اعضای کمپین اعلام همبستگی و همراهی کرد. [ 6 دی1385: "کمپین و اعضایش کاندید عنوان ایرانی منتخب سال شد>http://www.4equality.info/spip.php?article253 ] کمپین موفق شده که توجه ایرانیان خارج از کشور را نیز به خود جلب کند.سایت انگلیسی زبان "ایرانیان" کمپین و همه اعضایش را کاندید عنوان " ایرانی منتخب سال" کرد. 8 دی1385: کمپین یک میلیون امضا به کرمانشاه رسید کمپین شهر به شهر جلو می رود. کارگاه کرمانشاه به دعوت سازمان غیردولتی ژیار و با شرکت 30 نفر از فعالان یان شهر برگزار شد. منصوره شجاعی، شهلا انتصاری و گلناز ملک از تهران برای برگزاری این کارگاه رفته بودند. 20 دی 1385: بازداشت نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی به جرم جمع آوری امضا کمتر از یک ماه بعداز بازداشت زینب، نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی هنگام جمع آوری امضا در مترو بازداشت می شوند، جرم آنها بکارگیری مسالمت آمیزترین روش مدنی در احقاق مطالبات حقوقی شان است. نسیم و فاطمه پس از یک روز بازداشت در بازداشتگاه گیشا،به قید کفالت آزاد می شوند. 25 دی1385: جمع هم انديشي فعالان جنبش زنان به كمپين يك ميليون امضا پيوست جمع هم اندیشی فعالان جنبش زنان در جلسه 20 دیماه 1386 تصمیم گرفت به صورت گروهی به "کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز " بپیوندد. این گروه که متشکل از جمعی از اعضای سازمان های غیردولتی و فعالان مستقل جنبش زنان است، در فعاليت چند ساله خود، تقویت ارتباطات و همکاری های مشترک بین فعالان جنبش زنان را در دستور کارش قرار داده است. پیش از این اعضا گروه هم اندیشی به صورت انفرادی بیانیه کمپین را امضا کرده بودند و برخي از اعضاي اين جمع نيز از ابتدا عضو كمپين بودند، اما در این جلسه تصمیم گرفته شد پیوستن گروهی هم اندیشی زنان به کمپین به صورت رسمی اعلام شود. 30 دی1385:نشست مشترک اعضای کمپین و زنان اصلاح طلب با گسترش کمپین، طیف های مختلف جنبش زنان نیز یکی یکی به کمپین می پیوندند و حمایت خود را از این حرکت اجتماعی اعلام می کنند. پس از جمع هم اندیشی، زنان اصلاح طلب نیز در نشستی که در منزل یکی از اعضای کمپین برگزار شد، با امضای بیانیه کمپین، راهکارهای همکاری با این حرکت و تحقق مطالبات حقوقی زنان را بررسی کردند. فاطمه راکعی، فخری محتشمی پور، فریده ماشینی، زهرا اشراقی، زهرا نژاد بهرام، شهیندخت مولاوردی، آذر منصوری و ... از جمله زنان اصلاح طلبی بودند که در این نشست شرکت داشتند. 21 بهمن1385: نخستین جلسه هماهنگی کمپین یک میلیون امضا در دانشگاه تبریز نخستین جلسه هماهنگی کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تبریز برگزار شد. دراین جلسه برخی از اعضای جنبش دانشجویی و اعضای جنبش زنان تبریز ضمن بحث و بررسی در مورد ابعاد گوناگون جنبش زنان که بخشی از آن به اشتذراک با مطالبات هویتی فرهنگی مربوط می شد دیدگاه های خود را در خصوص مسائل مختلف مرتبط با جنبش زنان مطرح کردند. 27 بهمن1385: اعلام حمایت شبکه بینالمللی آموزش و همکاری زنان ، از کمپین سازمان بینالمللی آموزش و همکاری زنان (WLP)، که همکارانی در 18 کشور دنیا از جمله افغانستان، برزیل، کامرون، مصر، هند، اندونزی، ایران، اردن، لبنان، مالزی، نیجریه، نیکاراگوئه و ... دارد، پس از گذشتن 5 ماه از فعالیت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز، حمایت خود را از کمپین اعلام کرد . WLP از سازمان های دیگر نیز خواست تا به کمپین بپیوندند. 1 اسفند1385: حمايت پروفسور نيکي کدي از کمپين يک ميليون امضاء نيکي آر کدي استاد افتخاري تاريخ ايرانيان در دانشگاه ايالتي کاليفرنيا و نويسنده کتابهای ايران مدرن : ريشه ها و نتايج انقلاب و زنان در خاور ميانه : گذشته و حال با صدور بیانیه ای حمایت خود را از کمپین اعلام کرد. 3 اسفند 1385 : كارگاه كمپين يك ميليون امضاء در مشهد 5 اسفند385:آغاز به کار کمیته مادران کمپین پس از دستگیری زینب پیغمبر زاده و تلاش مادران عضو کمپین برای آزادی زینب، جرقه تشکیل کمیته مادران نیز زده شد.اولین نشست کمیته مادران کمپین یک میلیون امضاء روز شنبه پنجم اسفند ماه برگزار شد. در این نشست اعضاء پس از گفتگو و توافق بر سر توانمندیهای گروهی، با تاکید بر اهداف کلی کمپین اعلام موجودیت کرده و وظائف کمیته را چنین شرح دادند: آگاهی رساندن به جامعه در مورد قوانین تبعیضآمیز بر زنان، جمعآوری امضاء برای تغییر قوانین برگزاری کارگاههای آموزشی برای مادران دیگر ،برقراری حلقه ارتباطی بین جوانان، خانواده و پشتیبانی از آنان 8 اسفند 1385:کارگاه کمپین در دانشگاه خواجه نصير کارگاه آموزشی حقوق زنان٬ نیز در همین روز از طرف انجمن اسلامی دانشکده های برق و صنایع خواجه نصیر و با حضور مریم حسین خواه و زهره ارزنی برگزار شد. پپیشنهاد اولیه برای برگزاری کارگاه در دانشگاه خواجه نصیر را یکی از پسران دانشجوی کامپیوتر مطرح می کند. اما برگزایر کارگاه چندان آسان نیست. چند روز قبل از برگزاری کارگاه خبر می رسد که باز هم برای برداشتن تبلیغ کمپین٬ که بچه های انجمن برق برای جمع آوری امضا روی تابلو نصب کرده بودند٬ تذکر داده اند٬ تبلیغات برای برگزاری کارگاه می شود چهره به چهره و شفاهی و محل برگزاری کارگاه به جای سالن اجتماعات دانشگاه می شود اتاق دفاعیه. با همه اینها اما کارگاه برگزار می شود ودانشجویان خواجه نصیر جمع آوری امضا را آغاز می کنند. 10 اسفند1385: و بالاخره کارگاه رشت ..... کارگاه رشت اسفند ماه برگزار شد. مقدمات برگزاری کارگاه مانند شهرهای دیگر بود. خود کارگاه اما نه... 30 داوطلب رشتی از دو گروه فعال در این شهر آماده شروع کمپین در شهرشان بودند و همه چیز هماهنگ بود. اما روز قبل از کارگاه زهره اسد پور از فعالان رشتی به اطلاعات احضار شد. با تهدید زهره از او خواسته بودند که کارگاه برگزار نشود. زهره بر حق شهرندی جمع شدن در منازل شخصی و صحبت کردن درباره قوانین تاکید کرده بود و به همراه بقیه فعالان رشت تصمیم گرفته بودند که حتما کارگاه را برگزار کنند و حتما کمپین را به رشت ببرند. کارگاه رشت برگزار شد و از همان روز اول رشتی ها مقدمات راه اندازی سایت کمپین رشت را آغاز کردند. 10 اسفند1385: سومین فیلتر سایت در کمتر از دوهفته بار اولی که سایت کمپین فیلتر شد، آنهایی که سابقه کار در سایت های زنان و به تبع آن فیلتر شدن های چند باره را نداشتند، غمگین و خشمگین شدند. با تکرار فیلترینگ سایت در کمتر از دو هفته آنها هم به این روند عادت کردند و علاوه بر راه اندازی نشانی جدید سایت، به دنبال ابتکارات تازه رفتند. راه اندازی وبلاگ هایی به نام «تغییر برای برابری» و انتشار مطالب جدید سایت کمپین در آنها یکی از این ابتکارات بود. در اولین گام شش وبلاگ به صورت همزمان راه اندازی و اقدام به انتشار مطالب جدید "تغییر برای برابری" کرد. 14 اسفند:سیمنار حمایت از کمپین در سلیمانیه عراق شش ماه از شروع به کار کمپین گذشته و حالا علاوه بر شهرهای مختلف ایران، فعالان کشورهای مختلف نیز حمایت خود را از کمپین اعلام می کنند. سازمان حقوق زنان كرد - حقوق بشر از اولین گروه های خارج از کشور بود که سميناري در حمايت از كمپين يك ميليون امضاء برگزار کرد. در اين سمينار سازمان هاي زنان و حقوق بشر زنان كردستان حضور داشتند. 16 اسفند1385:کارگاه زنان کرد در تهران کمپین کردستان هم آغاز به کار کرد. این بار اما به جای اینکه فعالان تهرانی به کردستان بروند. کردها به تهران آمدند. یک کارگاه 12 نفره برای زنانی که علاوه بر تبعیضات جنسیتی با تبعیضات قومی نیز دست و پنجه نرم می کنند و به لزوم تلاش بریا رفع نابرابری ها واقف اند.پس از کرمانشاه، سنندجی ها دومین شهر کردنشینی بودند که به کمپین پیوستند و توانستند این حرکت اجتماعی را در دیگر شهرهای منطقه نیز گسترش دهند. 18 اسفند1385 :معرفی کمپین یک میلیون امضاء درجشن روز جهانی زن در وین جامعه مستقل زنان ایرانی مقیم اتریش- وین در جريانِ تدارکِ برگزاریِ جشن ۸ مارس تصمیم گرفت تم اصلی جشن امسال را ” کمپین یک ميليون امضا “ انتخاب کند و ویژه نامه امسال خود را به معرفی این کارزار اختصاص داد. 22 اسفند1385: هبستگی با کمپین یک میلیون امضا در آلمان زنان ایرانی فعال در آلمان نیز به مناسبت 8 مارس، بحث کمپین را در برنامه های مختلفی که در این کشور برگزار می شد مطرح کردند. در برنامه ای که به مناسبت ٨ مارس برگزار شد، اکسیون همبستگی با «کمپین یک میلیون امضا» محور کار قرار گرفت، متن بیانیه ترجمه شده به انگلیسی و آلمانی پخش شد و فعالان زن شروع به جمع اوری امضای بیاینه از ایرانی ها و امضاهای حمایتی از آلمانی ها کردند.این برنامه شروعی برای فعالیت کمپین از سوی ایرانیان مقیم خارج از کشور بود. 24 اسفند1385:دومین نشست عمومی کمپین دومین نشست عمومی اعضای تهرانی کمپین یک میلیون امضا در حالی برگزار شد.این بار هم مثل همه کارگاه ها و نشست های کمپین منزل یکی از داوطلبان کمپین میزبان اعضای آن بود. بضاعت کم کمپین اجازه نداد تا همه 600 عضو کمپین که حالا در تهران، زنجان، تبریز، سنندج، مشهد، رشت، گرگان، همدان، یزد، کرج، شیراز، کرمانشاه و قم فعالیت می کنند دور هم جمع شود، اما شرکت کنندگان در این نشست تلاش کردند تا برآیندی از مباحث مطرح شده در شش ماهی که از آغاز به کار کمپین می گذرد را مورد توجه قرار دهند. در همین روز کارگاه آموزشی قم در حال برگزاری بود و چند نفر از اعضای کمیته آموزش به این شهر سفر کرده بودند. برپایی سفره های هفت حق در کنارسفره های هفت سین، دادن جزوه های حقوقی به جای کارت پستال عید و تشکیل کاروان های کمپین در سال آینده از جمله برنامه های کمپین برای سال نو بود که در این نشست به آنها پرداخته شد. 29 اسفند1385: کمپین یک میلیون امضا در جمع آلمانی شهر آخن اعضای کانون ره آورد آخن که در 8 مارس بحث راجع به کمپین یک میلیون امضا را آغاز کرده بودند. در ادامه کارزار وسیعی را جهتِ شناساندن کمپین یک ميليون امضا آغاز کرده و شروع به آماده سازی مقالات و فرمِ امضا وپوسترهای جشن که تم اصلی ان (هم آوا با یک ميليونِ امضا با قوانينِ زن ستییز) کردند. 16 صفحه امضا اولین نتیجه این تلاش فعالان آلمانی بود. 7 فروردین 1386 : عید دیدنی کمپینی ها کمیته داوطلبان کمپین یک میلیون امضا سال 86 را با تقسیم خود به گروه های کوچکتر آغاز کرد. در مراسم عید دیدنی نوروزی کمیته داوطلبان و کمیته رسانه کمپین که با حضور 60 نفر از اعضا برگزار شد، گروه های جدیدی را از دل خود به وجود آورد. برخی از فعالان کمپین که در آخرین پنج شنبه سال 85 دور هم جمع شده و فعالیت های شش ماهه شان را ارزیابی کرده بودند، 7 فروردین ماه در مراسم نوروزی و عید دیدنی خود، راهکارهای عملیاتی کردن پیشنهادات ارائه شده در آن نشست را بررسی کردند. کمپین یک میلیون امضا حالا با گذشت 6 ماه از فعالیتش یک خانواده بزرگ شده و علاوه بر پیشبرد اهداف برابری خواهانه خود، یک حلقه قوی دوستی و همدلی نیز به وجود آورده است. با تکیه بر همین همدلی و دوستی است که برگزاری برنامه ها و نشست های مختلف کمپین با کمترین هزینه ممکن میسر می شود. مهمانی 60 نفره دیروز که با هزینه 15 نفر از اعضای کمپین برای عید دیدنی گروه داوطلبان و گروه رسانه برگزار شد، نه تنها هیچ هزینه ای از صندوق کمپین خرج نشد، بلکه در این مراسم دویست و پنج هزار تومان نیز با عیدی هایی که اعضای کمپین دادند به موجودی کمپین اضافه شد. 13 فروردین 86:بازداشت پنج تن از اعضای کمپین "یک میلیون امضا" سیزده بدر بود و قرار گذاشته بودیم به هر پارکی که می رویم دفترچه ها و بیانیه های کمپین را هم ببریم و امضا جمع کنیم. هر کدام در گوشه ای از شهر مشغول به در کردن 13 و جمع کردن امضا بودیم که خبر رسید پنج نفر از بچه ها در پارک لاله بازداشت شده اند. ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و همسر وی همایون نامی ، محبوبه حسین زاده و سعیده امین بعد از اینکه چند بار به بازداشت گاه وزرا و کلانتری صد و چهار میدان نیلوفر فرستاده شدند، شب را در وزرا به سر بردند. 14 فروردین سه نفر از بازداشت شدگان (سارا ایمانیان، سعیده امین، همایون نامی ) با سپردن قرار التزام در دادگاه انقلاب، آزاد و ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده به زندان اوین منتقل می شوند. انتقال این دو عضو کمپین به بند عمومی زندان اوین در حالی است که در جلسه دادگاه به بازداشت شدگان گفته می شود که با قرارکفالت آزاد می شوند . ناهید و محبوبه 13 روز در بازداشت می مانند و در نهایت 26 فروردین ماه با قرار کفالت 20 میلیون تومانی برای هر یک از آنان، آزاد می شوند. " اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی"اتهامی است که قبل از آزادی از زندان در بند 209 اوین به این دو عضو کمپین اعلام شد. 19 فروردین1385: حمایت حزب لیبرال سوئد از کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز اعضای عضو مجلس حزب لیبرال سوئد و سایر سازمان های عضو این حزب طی بیانیه ای حمایت خود را از کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض آمیز در ایران ، اعلام کردند . 23 فروردین 1385:نشست «جنبش زنان٬ تهديدها و مقاومت ها» در دفتر تحكيم ادوار محبوبه حسین زاده و ناهید کشاورز هنوز در زندان اند.فعالان جنبش زنان با برگزاری نشستی در دفتر ادوار تحکمی خواستار آزادی این دو عضو کمپین می شوند. نوشته های ناهید و محبوبه از زندان در این مراسم خوانده می شوند. در این مراسم نوشین احمدی خراسانی، پروین اردلان، ژیلا بنی یعقوب، شادی صدر و عباس عبدی از جنبش زنان می گویند و مقاومت آنها در برابر تهدیدها. 28 فروردین 1386:شهر ونکوور به استقبال کمپین رفت گروه کوچکی از ایرانیان مقیم کانادا که با فعالیت های زنان در ایران آشنا بودند، اولین جلسه کمپین را در ونکور برگزار کردند. موضوع اصلی این جلسه بررسی کمپین و یافتن راه های همکاری با آن بود. 6 اردیبهشت 1386 :کمپین یک میلیون امضا در تقویم سال 2008 لیگ مقاومان جنگ لیگ مقاومان جنگ که در سال 1923 از سوی مردان و زنان مخالف جنگ جهانی اول تشکیل شد، بیش از 50 سال است که تقویم میزی سالانه برای فروش تهیه می کند. هر تقویم زمینه ای به روز و جالب دارد که برخی شیوه های کار و فعالیت ضد نظامی گری را در آن ترویج می کند. WRL در صفحه دوم تقویم سال 2008 خود، کمپین یک میلیون امضا را به عنوان شیوه ای صلح آمیز برای تغییر قوانین تبعیض آمیز معرفی کرده است. 4 اردیبهشت 1386 :سایت تغییر برای برابری برای بار پنجم فیلتر شد سایت تغییر برای برابری برای پنجمین بار فیلتر می شود.از آغاز به کار کمپین تا کنون تقریبا هر یک ماه و نیم یک بار سایت کمپین فیلتر شده است. 6 اردیبهشت 1386 :سومین نشست عمومی کمپین :"رابطه کمپین با احزاب و جنبش های دیگر" سومین نشست عمومی اعضای کمپین " یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز" با موضوع " رابطه کمپین با احزاب و جنبش های دیگر" در منزل مسکونی یکی از اعضای کمپین برگزار شد. موضوع پانل اول این نشست "رابطه کمپین با احزاب سیاسی" و سخنرانان این پانل بهاره هدایت، زهره اسدپور و کاوه مظفری بودند. عنوان پانل دوم این نشست "رابطه کمپین با دیگر جنبش های اجتماعی" و سخنرانان سمیه رشیدی و شهلا انتصاری بودند. 20 خرداد 1386 : احترام شادفر (مادر کمپینی )و همسایه او /جمع آوری امضا ساعت یک بعد از ظهر روز 20 خرداد ماه 1386 زنگ خانه زینب (احترام) شادفر از فعالان کمپین یک میلیون امضا به صدا در می آید. یکی از همسایه هایش که در جمع آوری امضا نیز فعال است، از احترام می خواهد جلوی در برود. او که 50 سال دارد، حین جمع آوری امضا دستگیر شده است. به ماموران گفته است که دفترچه کمپین و بیانیه امضا را از احترام گرفته است. ماموران بدون نشان دادن حکم جلب، هردوی آنها همراه خود می برند و در پاسخ به نگرانی خانواده ها اعلام می کنند که :«به دستور دادیار برای پاره ای توضیحات می روند و تا یک ساعت دیگر می آیند. نگران نباشید و نمی خواهد بیایید خودشان بر می گردند.» با پیگیری خانواده ها مشخص می شود که آنها را ابتدا به اماکن میدان نیلوفر و پس صدور حکم 24 ساعته برای آنها، به بازداشتگاه وزرا منتقل شده اند. در شعبه ویژه امنیت دادگاه انقلاب با قید التزام آزاد می شوند. پرونده همسایه احترام بسته می شود اما 8 ماه بعد، حکم 6ماه حبس تعلیقی به مدت دو سال برای احترام وی اعلام می شود. شعبه 13 دادگاه انقلاب اسلامی اتهام احترام شادفر را " اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلبغ علیه نظام جمهوری اسلامی در کمپین یک میلیون امضا" اعلام کرده است. علت صدور این حکم جمع آوری امضا عنوان شده است 22خرداد 1386:بزرگداشت 22 خرداد از سوی اعضای کمپین 22 خرداد روز همبستگی زنان ایران است و زمانی برای بلند شدن ندای برابری خواهانه شان. فرقی نمی کند که جلوی دانشگاه تهران باشند، یا در میدان هفت تیر یا مثل امسال در خانه یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا. هر جا که باشند دست هاشان بهم گره می خورد و سرود ای زن ای حضور زندگی سر می دهند. زنان و مردانی که در این یکسال بارها به خیابان آمده اند، کتک خورده اند، احضار شده اند و زندان رفته اند... یکی یکی با شاخه ای گل از راه می رسند. امروز 22 خرداد است و اگر نمی شود در خیابان و حتی سالنی کوچک در این شهر بزرگ گردهم آمد، درهای خانه هایمان را باز می کنیم و یاد 22 خرداد را گرامی می داریم. شیرین عبادی،سیمین بهبهانی، شهلا لاهیجی، خدیجه مقدم، نسرین ستوده، بهاره هدایت،ژیلا بنی یعقوب و بیش از 100 نفر از اعضای کمپین مهمان این نشست بودند. 27 خرداد 1386: کمپین یک میلیون امضا در نخستین کنفرانس موسسه زنان نوبل در اولین کنفرانس بین المللی موسسه زنان نوبل که در ایرلند برگزار شد، بخشی از برنامه به کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین اختصاص یافت. بحث درباره کمپین یک میلیون امضا در روزهای کنفرانس بشدت درمیان اکتیویست های حاضر داغ بود، برخی پیشتر و به واسطه تلاش های شیرین عبادی در خارج ایران کمپین را می شناختند و بیانیه کمپین را امضا کرده بودند، برخی با اشتیاق فراوان در حمایت از کمپین بیانیه حمایتی را امضا کردند و برخی اعلام کردند که به انتشار و معرفی کمپین در وب سایت های خودشان اقدام خواهند کرد و برخی نیز اعلام کردند که با جمع آوری امضا دراین حرکت اعضای کمپین را یاری خواهند کرد. استقبال از کمپین یک میلیون امضا به حدی بود که حمایت از کمپین یک میلیون امضا به پیشنهاد شرکت کنندگان در فهرست برنامه های پیشنهادی موسسه زنان صلح نوبل نیز قرار گرفت. 2 تیر 1386 :سایت کمپین یک میلیون امضا برای بار ششم فیلتر شد سایت کمپین یک میلیون امضا ، تغییر برای برابری، پس از گذشت دوماه از آخرین فیلترینگ، برای بار ششم فیلتر شد. 5 تیر 1386 :آغاز به کار وبلاگ کمپین در شیراز سرانجام جوانه های این آرزو که هرشهری برای خود سایتی برای پوشش فعالیت های کمپین در آن شهر داشته باشد آغاز به روییدن کرد: "کمپین در شیراز" از امروز کارش را آغاز کرد. در اين وبلاگ خاطرات اعضا در هنگام جمع آوري امضا .مقالات. گزارشهايي از برگذاري كارگاهها . و جلسات هفتگي . نقدي بر قوانين . مصاحبه با حقوقدانان و فعالان زنان گنجانده شده است. 20تیر ماه1386: بازداشت امیر یعقوبعلی کمپین همچنان ادامه دارد. با تجربه هایش، با اعضای جدیدی که به این حرکت می پیوندند، با اضافه شدن هر روزه تعداد امضاها و با ادامه داشتن دستگیری ها..... علت دستگیری ها همچنان جمع آوری امضا اعلام می شود، شیوه دستگیری ها اما یکسان نیست. پس از دستگیری مادران کمپینی نوبت به مردان برابر خواه می رسد. 20 تیرماه امیر یعقوبعلی در پارک اندیشه تهران حین جمع آوری امضا دستگیر می شود. امیر به سلول انفرادی بند 209 انتقال داده می شود و قاضی در پاسخ به مادر امیر که مگر جمع آوری امضا جرم است؟ می گوید:«امیر مرد است چکار به کار زنها دارد، برود بنشیند درسش را بخواند.» با طولانی شدن بازداشت امیر و مشخص نشدن وضعیت وی از طرف مقامات قضایی، کمیته مادران کمپین یک میلیون طی نامه ای به ریاست محترم قوه قضائیه نسبت به بازداشت امیر یعقوبعلی و بهاره هدایت (عضو کمپین یک میلیون امضاء که همزمان با امیر به خاطر فعالیت های دانشجویی اش در بازداشت است) اعتراض کرده و خواستار رسیدگی به پرونده آنان می شود. تعدادی از مادران کمپینی 3 مرداد این نامه را به دفتر ریاست قوه قضائیه ارائه می دهند. امیر یعقوبعلی 17 مرداد ماه، پس از 28 روز بازداشت در سلول انفرادی با وثیقه 20 میلیون تومانی آزاد می شود. 30 تیر 1386 :یک رسانه دیگر برای خانواده کمپین: "کردها و کمپین یک میلیون امضا" رسانه های کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز به تدریج از دل شهرهای ما جوانه می زنند. پس از سایت کمپینی ها در شیراز، اکنون سايت "كردها و كمپين يك ميليون امضا" به قصد انعكاس فعاليت هم وطنان كرد زبان در جهت اهداف كمپين يك ميليون امضا شروع به كار كرده است. طبق گفته گردانندگان سایت کردها و کمپین یک میلیون امضا اين سايت مطالب خود را به دو زبان كردي و فارسي منتشر مي كند و سعي در هر چه بيشتر گستراندن نداي برابری خواهي كمپين يك ميليون امضا در ميان زنان و مردان كرد دارد. 22 مرداد 1386 :اولین احکام زندان برای اعضای کمپین نخستین دادگاه اعضای کمپین یک میلیون امضا برگزارشد. دادگاه نسیم سرابندی و فاطمه دهدشتی روز 21 مرداد در شعبه 28 دادگاه انقلاب برگزارو همان موقع هم حکم دادگاه اعلام شد. آنان به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغاتی علیه نظام محکوم شدند. استناد قاضی در مورد اتهام آنان ماده 500 قانون مجازات اسلامی بود. نسیم و فاطمه هردو به 6 ماه حبس تعلیقی تا 2 سال محکوم شدند. 4 شهریور 1386: نمایشگاه نقاشی «همه مادران من » نمایشگاه نقاشی با عنوان «همه مادران من» همزمان با سالگرد کمپین یک میلیون امضا با آثار 33 هنرمند نقاش در فرهنگسرای بهمن افتتاح شد. این نمایشگاه به مدت 10 روز در این نگارخانه دائربود. حضانت فرزندان را به مادران بسپارید ؛ من مساوک نصف 1=1+1 ؛ سلطان غم، مادر ؛ ناموس ؛ مادربهتر است یا عمو؟ ؛ ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ؛ گویند مرا چو زاد مادر و اول بگو شام چی داریم؟.. تم های این نمایشگاه بودند. گفتگو با مردم درباره کمپین و لزوم تغییر قوانین از جمله برنامه های جنبی این نمایشگاه بود. 5 شهریور 1386 :وبلاگ کمپین رشت هم به تریبون های کمپین افزوده شد درآستانه سالگرد کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز تریبون مجازی دیگری به رسانه های کمپین افزوده شد. به مناسبت سالگرد کمپین روزهای پنجم و ششم در رشت نشست هایی درباره نقد و بررسی کمپین نیز برگزار شد هرچند شب قبل از این نشست نیز همچون گذشته آنها با تلفن های تهدید آمیز روبه رو بودند. 6 شهریور 1386 :كنفرانس مطبوعاتي سالگرد كمپين يك ميليون امضا كنفرانس مطبوعاتي سالگرد کمپین یک میلیون امضا در پاركينگ ماهنامه توقيف شده نامه برگزار شد. این کنفرانس با حضور شیرین عبادی، سیمین بهبهانی، بابک احمدی، ژیلا شریعت پناهی، نرگس محمدی ،خدیجه مقدم ،سارا لقمانی و ناهید کشاورز برگزار شد. 8 شهریور 1386 :نشست اعضا و حامیان کمپین در نخستین سالگرد پس از بی نتیجه ماندن کوشش های مداوم اعضای کمپین به ویژه خدیجه مقدم برای گرفتن مجوز برگزاری مراسم سالگرد کمپین در یکی فرهنگسراها، این مراسم بعد از ظهر دوشنبه 5 شهریور در منزل مسکونی یکی از اعضای کمپین یک میلیون امضا برگزار شد. اين مراسم كه با حضور اعضاي كمپين، داوطلبان جمع آوري امضا و اعضای کمیته های مختلف و حامیان اين حركت برگزار شد با برنامه های متنوعی چون سخنرانی ، گزارش کمیته ها، موسیقی ...همراه بود، همچنین ارائه مجموعه مقالات نوشین احمدی خراسانی در کتابی با عنوان «جنبش یک میلیون امضا، روایتی از درون» و سنجاق هایی با آرم کمپین یک میلیون امضا، کار تارا نجد احمدی در اختیار علاقه مندان قرار گرفت. در این برنامه کلیپ کمپین کاری از جلوه جواهری از اعضای کمپین پخش شد وکمیته پسران کمپین نیز کلیپی ازفعالیت پسران در کمپین تهیه کرده بودند که به جای خودشان برای حاضران پخش شد. 10 شهریور 1386: یک سال پر امید با کمپین: کمپین گزارش می دهد کمپین یک ساله شده، وحالا به قول شیرین عبادی هیچ کس نمی تواند آن را متوقف کند. ابتدا با 6 کمیته (رسانه، آموزش، مستندسازی، انتشارات، روابط عمومی، و مالی) کار خود را آغاز کردیم. اما ساختار منعطف و نامتعارف کمپین از یک سو، و سربرآوردن نیازهای جدید حین عمل از سوی دیگر، گسترش آن را به همراه داشت. با گسترش داوطلبان کمپین، نیاز به ایجاد گروه جدیدی برای هماهنگی آنها، احساس می شد. و این گروه، با نام داوطلبان شروع به کار کرد. در عین حال مشکلاتی که داوطلبان جوان حین کار با آن روبرو بودند، حمایت خانواده هایشان را طلب می کرد. به این ترتیب کمیته مادران کمپین متولد شد. در پی بالارفتن مشارکت مردان در کمپین، گروه پسران تشکیل شد . اولین گزارش کار کمپین پس از سه ماه از آغاز به کار آن اعلام شد و پس از آن علاوه بر بخش "گزارش کمپین" که به صورت مداوم گزارش فعالیت های کمپین را منتشر می کند، هر چند ماه یکبار نیز گزارش جامعی از فعالیت کمیته های مختلف کمپین داده می شود. گزارش کار یکسالی کمپین نیز نگاهی دارد به دستاوردها و فراز و نشیب های یکسال فعالیت در کمپین یک مییلون امضا و گسترش ان به نقاط مختلف کشور ادامه دارد......
هیچ کس نمی داند روز اولی که جرقه کمپین یک میلیون امضا زده شد، کی بود؟ شاید 22 خرداد زیر ضرب باتوم های پلیس در میدان هفت تیر، شاید قبل تر از آن وقتی که دفترچه های صورتی رنگ "تاثیر قوانین بر زندگی زنان " را آماده می کردیم تا به دست مردم برسانیم.شاید هم تمام آن روزهایی که زیر بار این قوانین تبعیض آمیز له می شدیم و به فکر چاره بودیم.
سه ماه از آغاز به کار کمپین گذشته است. حالا به آن جمع کوچک 54 نفره، تعداد زیادی اضافه شده است. زنان و مردانی که بسیاری از آنها را قبل از کمپین نمی شناختیم. یک نشست عمومی می توانست فرصت خوبی برای مرور فعالیت های سه ماهه و برنامه ریزی برای ادامه کار باشد. به تمام فرهنگسراها و سالن های اجتماعات تهران سر زدیم. هیچ کدامشان اجازه برگزاری یک برنامه دو ساعته را به ندادند. خواستیم سالن اجاره کنیم. با توجه به اتفاقی که در افتتاحیه افتاد و ممانعت نیروی انتظامی از برگزاری مراسم، حتی در قبال پرداخت پول نیز موفق به گرفتن مکانی برای چند ساعت نشدیم. کمپین تازه شروع شده بود و باید پیش می رفت. حالا که در فرهنگسراها به روی ما بسته بود، خانه هایمان را فرهنگسرا کردیم. اولین نشست عمومی کمپین در زیر زمین منزل "مه لقا ملاح"، مدیر انجمن زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست برگزار شد. صندلی های اجاره ای را در زیر زمین چیدیم. پوسترهای کمپین را روی دیوارهای چسباندیم. با حداقل امکانات سن و تریبون و میکروفن را آماده کردیم و نشست برگزار شد. سالن کوچک بود و جمعیت زیاد. به غیر از اعضای تهران، فعالان كرمانشاه، گرگان، زنجان، مشهد، كرج، تبريز، همدان و کرج نیز آمده بودند.
شهر مشهد ، سوم اسفند ماه ميزبان اعضاي كمپين بود. کارگاه در دفتر کوچک اقوام یکی از اعضای برگزار شد.چند نفر از فعالان مشهد قبل از برگزاری کارگاه جمع اوری امضا را شروع کرده بودند. کارگاه اما آغازی بر کار گروهی و سازمان یافته مشهدی ها بود. زهره ارزنی، زارا امجدیان این کارگاه 15 نفره را برگزار کردند.
دو روز قبل از سالروز تجمع اعتراضی زنان در 22 خرداد دو نفر دیگر از اعضای کمپین یک میلیون امضا بازداشت می شوند، این بار نوک پیکان بازداشت ها دختران جوان کمپینی را رها کرده و به سراغ مادرانشان آمده است.
روزنوشت کمپین یک میلیون امضا؛ سال دوم
شنبه ۴ آبان ۸۷
تغییر برای برابری-14 شهریور 1387 روزشمار دوسالی که ما اعضای کمپین یک میلیون امضا در سراسر ایران درکنار یکدیگر پشت سر گذاشتیم، مروری است بر تمام روزهای تلخ و شیرینی که نطفه کمپین یک میلیون امضا آرام شکل گرفت و جوانه زد و به بار نشست. روز شمار سال اول کمپین همزمان با دومین سالگرد کمپین منتشر شد و این گزارش نگاهی دارد به کمپین یک میلیون امضا در دومین سال فعالیت آن. 3شهریور 1386: نشست فعالان کمپین در كرمانشاه در آستانهی سالروز ر كمپين "يک ميليون امضاء برای تغيير قوانين تبعيضآميز" نشست و ميزگردی با حضور تعدادی از كنشگران كمپين از شهرهای تهران، رشت و همدان در كرماشان برگزار گرديد. ر در این نشست عملكرد يك سالهی كمپين مورد ارزيابی قرار گرفت و سپس فعالان هر شهر به ارائهی گزارشی از فعاليتهای كمپين در شهر خود پرداختند و تجربيات خود را در زمينهی معرفی كمپين، جمعآوری امضاء و شيوههای جذب علاقهمندان و داوطلبان برای همكاری با كمپين مطرح کردند. وضعيت خاص هر شهر و مشكلات امنيتی به وجود آمده ، فشارهای اعمال شده بر كنشگران كمپين در شهرهای مختلف از دیگر مباحث طرح شده در این برنامه بود. 5 شهریور 1386 :سالگرد کمپین در رشت به مناسبت سالگرد شروع به کار کمپین، مراسم نقد و بررسی کمپین در رشت برگزار شد. علی رغم اینکه روز پیش از برگزاری، در تماس تلفنی مشکوکی برگزار کنندگان تهدید و دعوت به لغو آن شده بودند، این برنامه به خوبی برگزار شد.در این نشست مدعوین هر یک به بیان دیدگاه های خود درباره نقاط ضعف و قوت کمپین پرداختند. در این مراسم که دو نفر از اعضای کمیته رسانه کمپین تهران نیز حضور داشتند در ابتدا گزارشی از نحوه شروع به کار کمپین در کل کشور و عملکرد کمپین در رشت توسط یکی از اعضای کمپین رشت قرائت شد و سپس توسط عضو کمیته رسانه کمپین تهران گزارش عملکرد یکساله کمپین و بزرگداشت یکسالگی کمپین در تهران ارائه شد و پس از آن میهمانان به بیان نگرانی ها و چشم اندازها و توقعات خویش پرداختند. 8 شهریور 1386:سالگرد کمپین در شیراز شیرازی هم سالگرد کمپین را هشتم شهریور ماه در منزل شخصی یکی از اعضای کمپین شیراز گرامی داشتند . مراسمی بریا مرور خاطرات و تجریبات مشترک و برنامه ریزی برای آینده ای که در راه است. با کیکی که با امید به "تغییر برای برابری" تزئین شده است. 10 شهریور 1386:سالگرد کمپین در کالیفرنیا هم زمان با سالگرد کمپین یک میلیون امضا یکی از رادیوهای محلی و غیر سیاسی کالیفرنیا در برنامه جوانان این رادیو دوساعت از شب را به کمپین یک میلیون امضا اختصاص داد. در این برنامه روجا، مونا و امید از جوانان فعال کمپین در کالیفرنیا به طور حضوری و دکتر نیره توحیدی تلفنی در برنامه شرکت داشتند. 11 شهریور 1386 : نشست کمپین با فعالان اجتماعی بابل سالگرد کمپین بهانه ای بود برای برگزاری یک نشست با فعالان اجتماعی بابل. این نشست آغازی بود برای فعالیت رسمی کمپین در بابل. هر چند پیش از این نیز جمع آوری امضا در این شهر شمالی آغاز شده بود. 12 شهریور 1386 :نشستی برای نقد لایحه حمایت خانواده هنوز چند روز از سالگرد کمپین نگذشته که خبر می رسد، دولت لایحه ای را با نام حمایت از خانواده به مجلس ارائه داده، لایحه ای که نه تنها پاسخی به مطالبات زنان نمی دهد بلکه وضعیت را از آنچه هست بدتر می کند. شهلا اعزازی، نسرین ستوده، فریده غیرت، شیوا دولت آبادی و زهره ارزنی لایحه جدید دولت را از منظرهای مختلف بررسی می کنند. در پایان این برنامه بیانیه ای در اعتراض به لایحه حمایت خانواده قرائت شد و اولین امضاها برای اعتراض به این بیانیه زده شد. 17 شهریور 1386 : سایت کمپین یک میلیون امضا، برای هفتمین بار فیلتر شد دیگر عادت کرده ایم به کار و مقاومت زیر تیغ فیلترینگ.. تغییربرای برابری سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز برای هفتمین بار فیلتر شد. از آغاز به کار سایت کمپین در شهریور1385 تا شهریور 1386، این سایت تقریبا هر یک ماه و نیم یک بار فیلتر شده است. 20 شهریور 1386:آغاز به کار کمیته هنری کمپین از ابتدای شروع به فعالیت کمپین یک میلیون امضا تا کنون تشکیل کمیته هنری از دو نظر مورد توجه اعضای کمپین بوده است، بهره گیری از هنر برای طرح مطالبات زنان و آشنا کردن و جذب جامعه هنری به همراهی و حمایت از این حرکت اجتماعی. با همین نگاه بود که در آستانه دومین سالگرد کمپین، کمیته هنری نیز به جمع کمیته های کمپین اضافه شد. سرود کمپین، فلش «همراه شو عزیز»، فلش «کمپین یک میلیون امضا»، فلش «دوست عزیزم اراده ات پایدار» و اختصاص فروش یک شب از نمایش تئاتر «وهم سرخ» به نفع کمپین از جمله فعالیت هایی هستند که پیش از این از سوی اعضای هنرمند کمپین انجام شده بودند.پس از مدتی این اعضا فعالیت خود را در قالب گروه هنری رسانه سامان دادند و همکاری در برگزاری نمایشگاه نقاشی «همه مادران من» در فرهنگسرای بهمن و راه اندازی فتوبلاگ «تصویر برابری»، به عنوان مجموعه اسناد تصویری کمپین و تولید پین هایی برای تبلیغ کمپین از جمله فعالیت های این گروه بود... سرانجام کمیته هنری کمپین در عمل تشکیل شد و برگزاری کنسرت زنان قشقایی با مشارکت کمیته روابط عمومی اولین برنامه این کمیته بود. 20 شهریور 1386 :کنسرت زنان قشقایی به نفع کمپین سه نسل از زنان هنرمند قشقایی در همنوایی با ندای برابری به دعوت اعضای کمپین یک میلیون امضا برای علاقه مندان به موسیقی قشقایی برنامه ای زنده اجرا کردند. در این برنامه که با هماهنگی کمیته های روابط عمومی و هنری کمپین در منزل یکی از اعضای کمپین برگزار شد پروین بهمنی خواننده قشقایی، آواز خواند، دخترش مه خانم آزیتا شش بلوکی تار نواخت و نوه اش رژنا خانی، با نوازندگی تنبک همراهی شان کرد. پروین بهمنی که از جمله مدافعان حقوق برابر و حامیان کمپین یک میلیون امضاست ، در فضای خانه و در جمعی حدود 80 نفر از زنان و علاقه حاضر شد تا با اجرای موسیقی قشقایی کمکی به این حرکت کرده باشد. با حمایت او بلیت های این کنسرت به نفع کمپین فروخته شد. 22 شهریور 86: بازداشت 25 نفر در کارگاه آموزشی کمپین یک میلیون امضاء در خرم آباد تنوع بازداشت ها از افراد بازداشت شده به شیوه بازداشت ها نیز می رسد. این بار پلیس با حمله به یک کارگاه آموزشی کمپین که در منزل شخصی یکی از داوطلبان خرم آبادی برگزار شده است، 25 شرکت کننده در کارگاه را مورد ضرب و شتم قرار داده و بازداشت می کند. دقایقی از شروع کارگاه نگذشته است که 10 پلیس مسلح با لباس نظامی و شخصی و 3 پلیس زن با خشونت وارد خانه شده و از همان آغاز، به صاحبخانه حمله کرده و با قنداق تفنگ ولگد او را مورد ضرب وشتم قرار می دهند. پس از یک ساعت توهین و تجسس و ضرب وشتم و ضبط وسایل شخصی، مردان را دستبند به دست از خانه خارج می کنند، زنان با فریادهای اعتراض آمیز از دستبند زدن امتناع می کنند. شرکت کنندگان در کارگاه هنگام خروج از منزل درکمال تعجب با جمعیتی رو به رو می شوند که پلیس به آنان گفته است که این افراد به خاطر " راه انداختن بساط لهو و لعب" بازداشت شده اند! 20 نفر از شرکت کنندگان در کارگاه به همراه میزبان، نفیسه آزاد، زارا امجدیان، جلوه جواهری، منصوره شجاعی و نازلی فرخی پنج عضوی که از تهران برای برگزاری کارگاه رفته اند، پس از 12 ساعت بازداشت آزاد می شوند. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور فعالان اجتماعی خرم آباد در بازداشت نگهداشته می شوند. جرم آنها برگزاری یک کارگاه آموزشی در خانه ای کوچک و با عده ای محدود در مورد قوانین نابرابر است. رضا دولتشاه، بهمن آزادی و خسرو نسیم پور پس از 3 روز در بازداشت در خرم آباد. عصر روز 25 شهریور آزاد شدند. 24 شهریور 1386 :سایت های کمپین کردستان و شیراز فیلتر شدند همزمان با فيلتر شدن چندباره سايت تغيير برای برابری ، سایت های کمپین شیرازو کردستان نیز فیلتر شدند. 31 شهریور 1386 :نشست اعضای کمپین از شهرهای مختلف ایران در آستانه دومین سال فعالیت کمپین فعالان یک میلیون امضا در شهرهای مختلف ایران، گردهم آمدند و تجارب فعالیت یکساله خود را در نزدیک به 15 شهر در سراسر کشور مورد بحث و تبادل نظر قرار دادند. فعالان شهرهای تبریز، رشت، زنجان، همدان، اصفهان، شیراز، یزد، مشهد، گرگان، سنندج، قم، قزوین،کرمانشاه،بابل و کرج از جمله شهرهایی هستند که در یکسال فعالیت کمپین به صورت رسمی به آن پیوسته اند. نشست روز جمعه اعضای کمپین در شهرهای رشت، قزوین، همدان، سنندج، کرمانشاه، بابل، کرج و تهران همچون سایر نشست های کمپین و به خاطر محرومیت فعالان این کمپین از فضاهای عمومی شهر، در منزل یکی از اعضای کمپین برگزارشد. 19 مهر 1386:روز جهانی كودک و كمپين يک ميليون امضاء در سنندج فعالان سنندجی و کرمانشاهی کمپین در یک برنامه مشترک، روز جهانی گودک را غنمیت می شمرند و در جشنی که به همین مناسبن در سنندج برگزار شده شروع به جمع آوری امضا و گفتگو با مردم می کنند. 17 مهر 1386: بازداشت ها به کردستان رسید: روناک صفا زاده 17 مهر، روناک صفازاده از فعالان حقوق زن در سنندج در خانه اش بازداشت می شود. روناك در حالي توسط نيروهاي امنيتي بازداشت می شود كه به گفته خانواده اش روز قبل از بازداشت همزمان با روز کودک به همراه هانا عبدی فعال دیگر حقوق زنان، جشن شادی برای بچه هاي موسسه "هوراز"، در سنندج برپا كرده است. آنها در این جشن 500جزوه کمپین را تکثیر كرده و براي جمع آوري امضا به مراسم مي برند. حين جمع آوري امضا یک مامور بیانیه را از دست روناک می گیرد و فرداي آن روز نيروهاي امنيتي ساعت 7 صبح به خانه روناک و هانا عبدی ميروند. هانا را نمی یابند اما روناک را هنگام رفتن به سرکار بازداشت می کنند و سپس وارد خانه شده و پس از تفتيش خانه و ضبط برخي از وسایل شخصی روناک او را با خود می برند. به گفته خانواده روناک نيروهاي امنيتي پس از تفتيش منزل، وی را به بازداشتگاه اداره اطلاعات سنندج منتقل می کنند و برگه هاي بيانيه و 5000 دفترچه كمپين را که از خانه روناک برداشته اند با خود می برند. پس از 18 روز بی خبری از وضعیت روناک صفازاده بالاخره خبر صدور قرار بازداشت یک ماه برای روناک به خانواده وی اعلام می شود . روناك صفازاده 21 ساله،گرافیست و فعال در حوزه زنان و عضو انجمن زنان آذرمهر كردستان است. 21 مهر 1386 :وبلاگ کمیته مردان کمپین راه اندازی شد کمیته مردان کمپین یک میلیون امضا ، بدلیل فشارهاي حاشيه اي به خصوص تهمت هاي منکراتي در برخورد با فعاليت هاي اجتماعي و اجبار به تفکيک فضاهاي مشترک فعاليت زنان و مردان راه انداز شد و پس از یک سال فعالیت تصمیم گرفت براي ثبت تفکرات و فعاليت هایش، وبلاگ کمیته مردان را تاسيس کند. 23 مهر 1386 :انتشار نتایج نظرسنجی از مردم تهران در باره کمپین از آغاز به کار کمپین تمامی تلاش فعالان کمپین پیشبرد اهداف این حرکت بوده است و به دلیل گستردگی کار و علی رغم مستندات نوشتاری و تصویری هیچگاه تصویری آماری از این حرکت ارائه نشده است. ازاین رو در گروه پژوهش سایت تغییر برای برابری تصمیم گرفته شد در اولین گام برای برآورد شناخت مردم شهر تهران از این جنبش پر تکاپو پیمایشی در این شهر انجام شود. این پژوهش در آستانه یکسالگی کمپین انجام داده شد که چکیده ای از آن در سالگرد کمپین یک میلیون امضا در قالب بروشوری(1) با عنوان «شهروندان تهرانی کمپین را می شناسند؟» منتشر شد. بر اسا نتایج این پژوهش 8/18 درصد شهروندان تهرانی کمپين را مي شناسند! جامعه آماری این پژوهش شهروندان تهرانی بودند، این تحقیق بر روی نمونه ای نزدیک به 1000 نفر از شهروندان تهرانی بالاتر از 18 سال که ساکن ده محله شهرتهران بودند انجام شد. محلات با روش تصادفی سیستماتیک و افراد هر محله با روش نمونه گیری تصادفی انتحاب شدند. این محلات عبارت بودند از : اقدسيه، پاسداران، شهرآرا، شهران، نارمک، جواديه، نواب، افسريه،انقلاب ،بهجت آّباد. 30 مهر 1386 : کمپین در جشن مهرگان کالیفرنیا کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا کار خود را 10 اسفند 1385 با جمع آوری امضا از شرکت کنندگان در برنامه سخنرانی خانم انوشه انصاری در دانشگاه یو سی ال ای آغاز کرد. فعالان نخستین کمپین کالیفرنیا از طریق سایت کمپین با آن آشنا شدند و پس ازخواندن مطالب آموزشی در سایت کمپین تصمیم به همکاری با این حرکت گرفتند. این فعالین قبل از کمپین یکدیگر را نمی شناختند و از طریق علاقه مشترک به مسایل زنان در یک گروه اینترنتی با یکدیگر درباره کمپین صحبت کردند و تصمیم به ملاقات گرفتند. پس از چند جلسه حضوری به عنوان اولین کار عمومی برای جمع آوری امضا شرکت در برنامه سخنرانی خانم انوشه انصاری (اولین فضانورد ایرانی) را انتخاب کردند و از دوستان و اطرافیان نیز دعوت به همکاری کردند. بعد از آن بود که اعضای کمپین کالیفرنیا در جشن مهرگانی که هر ساله با حضور حدود بیست هزار ایرانی برگزار می شود، غرفه ای برای کمپین یک میلیون امضا گرفتند. و با حضور در این غرفه با بازدید کنندگان درباره کمپین و قوانین صحبت می کردند. در این غرفه داوطلبین" كمپین یك میلیون امضا" با لباسهایی متحدالشكل مزین به لوگوی كمپین از ۱۱ صبح تا ۸ شب در دو روز متوالی در راستای اهداف كمپین سرگرم بحث و گفتگوی "چهره به چهره" با شركت كنندگان بودند. دیوار پشتی غرفه مزین به پوستری با لوگوی كمپین بود و سه پوستر دیگر با ظراحی یكی از داوطلبین، مونا، در كنار آن خودنمایی می كرد. بر یكی از پوسترها اسامی حامیان سرشناس كمپین به چشم می خورد و بر دیگری جملهٔ "در امضا برای تغییر قوانین ناعادلانه با ما همراه شوید."نقش بسته بود .اعضای کمپین یک میلیون امضای کالیفرنیا در این دو روز با هزار و سیصد نفر حرف زدند و هزار و دویست امضا جمع کردند. 1آبان 1386 :راه اندازی وبلاگ کمپین زاهدان همزمان با شروع رسمی کمپین در این شهر همزمان با برگزاری اولین جلسه رسمی کمپین در شهرزاهدان، وبلاگ کمپین زاهدان نیز فعالیت خود را آغاز کرد. زاهدانی ها پیش از این نیز فعالیت در کمپین را آغاز کرده و جلساتی را با فعالان زاهدانی برگزار کرده بودند. جلسه اول ابان ماه اما، آغاز به کار رسمی کمپین زاهدان بود. 8 آبان 1386 : دیدار اعضای کمپین با نائب رئیس کمسیون حقوقی مجلس لایحه حمایت از خانواده به مجلس رفته و فعالان کمپین از هر فرصتی برای خارج کردن این لایحه از دستور کار مجلس استفاده می کنند. خبرنگاران عضو کمپین و اعضای کمیته روابط عمومی در دیداری با نائب رئیس کمسیون حقوقی مجلس انتقادات فعالان زن و نگرانی های انها درباره این لایحه را به گوش نمانیدگان مجلس می رسانند. 12 آبان 1386:دو سال وشش ماه زندان برای دل آرام علی دادگاه تجدید نظر حکم دو سال و شش ماه زندان برای دل آرام علی را تایید کرد. این حکم به دایره اجرای احکام ارسال شده و ماموران این دایره به وکیل دلارام علی اخطار داده اند که موکلش بایستی هرچه سریع تر خودش را برای اجرای حکم معرفی کند دلارام علی ۲۲ خرداد سال ۸۵ در تجمعی اعتراضی زنان نسبت به قوانین تبعیض آمیز در میدان هفت تیر همراه با ضرب و شتم شدید دستگیر شد که دست وی در اثر ضرب و شتم مامورین نیروی انتظامی شکست. حکم اولیه این فعال جنبش زنان، دو سال و ده ماه حبس و ۲۰ ضربه شلاق بود که دادگاه تجدیدنظر دو سال و شش ماه زندان و ده ضربه شلاق را برای وی تایید کرد. 13 آبان 1386:ادامه بازداشت ها در کردستان:هانا عبدی پس از گذشت یک ماه از بازداشت و بی خبری از روناک صفازاده ، 13 آبان 1386 هانا عبدی فعال دیگر حقوق زنان که روز 17 مهر به همراه روناک در حال جمع آوری امضا بود، بازداشت می شود. طبق گفته خانواده او، هانا را ماموران امنیتی در خانه پدر بزرگش در سنندج بازداشت کرده اند. ماموران پس از بازداشت هانا، به خانه پدر او می روند و پس از بازرسی خانه کیس کامپیوتر هانا و چند دفترچه حقوقی کمپین را با خود می برند. هانا 21 سال دارد، دانشجوی رشته روان شناسی در دانشگاه پیام نور بیجار است و در جمع آوری امضا برای کمپین فعال بوده است. باوجود تلاش فراوان وکلای برای به عهده گرفتن وکالت آنها، سرانجام محمد شریف توانست وکالت انها را برعهده بگیرد و با آنها ملاقات کند. شریف با اظهار نگرانی از صدور برخی احکام سنگین و استناد به اقاریر آنان که در شرایط بازجویی غیر قانونی صورت گرفته، می گوید:«متاسفانه این دو دختر جوان در شرایط انفرادی و با شکل و شیوه و نحوه غیر قانونی با اتهامات سنگینی مورد بازجویی قرار گرفتهاند، لذا با استناد به قوانین موجود به نظر بنده این اقاریر کاملا باطل بوده و نمی تواند در دادگاه به عنوان اسناد معتبر جهت صدور حکم مورد استناد قرار گیرند. در نتیجه من در نخستین اقدام تقاضای تبدیل بازداشت و تودیع وثیقه برای آنها کردم و امیدوارم با آزادی این دو نفر تا زمان دادگاه موافقت کنند، پس از آزادی و تشکیل دادگاهی مطابق با موازین قانونی، اقاریر آنان هم معتبر خواهد بود و در آن صورت امکان محاکمه قانونی وجود دارد.» 19 آبان 1386: حکم دل آرام علی متوقف شد با تلاش های بی وفقه فعالان زن و وکلای جنبش زنان حکم دل آرام علی از سوی قوه قضاییه متوقف شد. 24 آبان 1386 :وبسایت کمپین در کالیفرنیا راه اندازی شد کمپین کالیفرنیا که از چند ماه پیش فعالیتش را آغاز کرده بود، با راه اندازی یک وبلاگ انعکاس گزارش فعالیت هایش ر ا شروع کرد. 27 آبان 1386: بازداشت یک روزنامه نگار و وب نگار کمپینی:مریم حسین خواه تا قبل از این تمامی بازداشت های کمپین به بهانه جمع آوری امضا بود، بازداشت مریم حسین خواه، اما این روال را برهم زد. 24 آبان ماه احضاریه ای مبنی بر مراجعه به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برای او فرستاده شد و طی بازجویی هایی 26 آبان ماه، به اقدام علیه امنیت ملی، نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی از طریق سایت تغییر برای برابری(سایت کمپین یک میلیون امضا) و زنستان (سایت مرکز فرهنگی زنان) متهم شد. ادامه بازجویی به روز بعد موکول شد و 27 آبان ماه مریم حسین خواه با قرار وثیقه 100 میلیون تومانی به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. 10 آذر 1386: بازداشت یک وب نگار دیگر کمپینی :جلوه جواهری دو هفته پس از بازداشت مریم حسین خواه به بهانه فعالیت در سایت تغییر برای برابری، جلوه جواهری از دیگر فعالان این سایت بازداشت شد. جواهری پس از دریافت احضاریه ای از سوی دادسرای شعبه يک امنيت تهران، به دادگاه انقلاب مراجعه کرد و پس از بازجويي به اتهاماتي چون " تشویش اذهان عمومی، تبلیغ علیه نظام، نشر اکاذیب از طریق انتشار اخبار کذب در سايت تغییر برای برابری " متهم شد. 16 آذر :1386تغییربرای برابری، سایت کمپین یک میلیون امضا، برای هشتمین بار فیلتر شد تغییربرای برابری سایت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز برای هشتمین بار فیلتر شد. 18 آذر 1386:یک رسانه دیگر برای کمپین: وبلاگ اراک هنوز چند روزی از فیلتر سایت تغییر برای برابری نگذشته که اراکی ها نوید تولد یک رسانه دیگر برای کمپین را می دهند. فعالان این شهر که از چندی پیش شروع به کار کرده اند با راه اندازی وبلاگ ثبت تجربیاتشان را نیز آغاز می کنند. 22 دی 1386 :احضار خدیجه مقدم به پلیس امنیت، مقدم خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و عضو کمپین یک میلیون امضا بعد از ظهر 22 دی ماه 1386به پلیس امنیت گیشا احضار شد. بهانه احضار او این بود که جمعی از فعالان کمپین قرار بود عصر آن روز به منزل وی بروند. خدیجه مقدم ساعت 4 بعداز ظهر در پلیس امنیت گیشا حاضر شد و برخی از مادران کمپین و مهمانان او که ماموران مانع ورودشان شده بودند همراهی اش کردند. پس از گذشت دو ساعت وی بازگشت و گفت:« از من هم به طور شفاهی و هم کتبی بازجویی کردند و حتی درباره فعالیت کمپین پرسیدند و گفتند کمپین غیرقانونی است و من هم از آنها مدرک و ماده قانونی یا دستوری از جایی اگر دارند خواستم که به من نشان بدهند کمپین غیر قانونی است وآنها هیچ پاسخی نداشتند، گفتم پس کمپین کارش قانونی است و شما کارتان غیر قانونی است و از شما به دادسرا شکایت خواهم کرد . 3 بهمن 1386:آموزش حقوق زن برای اعضای کمپین یک ميليون امضا روز پنجشنبه سوم بهمن ماه اولین جلسه حقوق زن با حضور شیرین عبادی و دکتر سلطانی در جلسه کانون مدافعان حقوق بشر برگزار شد. در این جلسه که توسظ کمیته حقوق زن کانون مدافعان حقوق بشر و با هماهنگی کمیته پی گیری و کمیته رسانه کمپین یک میلیون امضا برگزار شد، اولین گروه داوطلبان شرکت در جلسات حقوق زن که حدود 30 نفر از اعضای کمپین یک میلون امضا بوده و پیش تر نیز درکارگاه های آموزشی کمپین شرکت کرده بودند حضور داشتند. در جلسه نخست، کتاب حقوق زن نوشته شیرین عبادی از سوی کمیته حقوق زن و به رایگان به شرکت کنندگان کارگاه ارائه شد ودرباره موارد و مشکلات حقوقی ای که اعضای کمپین هنگام جمع آوری امضا با آن برخورد می کنند صحبت شد. 12 بهمن 1386 :راه اندازی وب سایت کمپین در آلمان بعد از کالیفرنیا، اعضای کمپین یک میلیون امضا در کشور آلمان، اقدام به راه اندازی وب سایت کمپین در آلمان کردند. 25 بهمن1386:دو بازداشت دیگر برای جمع آوری امضا: راحله عسگری زاده، نسیم خسروی 25 بهمن ماه، قرار بود یک تئاتر خیابانی با موضوع تعدد زوجات در جشنواره فجر اجرا شود. چند نفری از فعالان کمپین برای تهیه گزارش و عکس از این تئاتر به پارک دانشجو(محل اجرای تئاتر) رفتند و پس از اتمام برنامه با مردم در رابطه با تعدد زوجات گفتگو کرده و از آنها خواستند بیانیه کمپین را امضا کنند.نیروهای امنیتی پارک دو نفر از اعضای کمپین را در حال جمع آوری امضا بازداشت می کنند. جرم آنها "فعالیت تبلیغی علیه نظام" عنوان می شود. نسیم خسروی و راحله عسگری زاده ، پس از دستگیری به کلانتری 129 (جامی ) و سپس به آگاهی 8 منتقل و پس از بازجویی از آنجا به بازداشتگاه وزرا منتقل می شوند.این دو فعال زن پس از وزرا به بند عمومی زندان اوین منتقل می شوند. 28 بهمن 1386 :کارگاه حقوق شهروندی برای مادران کمپین یک میلیون امضا با بیشتر شدن تهدیدات امنیتی و بازداشت های اعضای کمپین، کارگاه حقوق شهروندی از سوی زهره ارزنی برای مادران کمپیین برگزار شد. 30 بهمن 1386 :کمپین یک میلیون امضا در مجله انجمن زنان در توسعه مجله انجمن زنان در توسعه (awid) یک سازمان بین المللی است که زنان بیشماری در سراسر دنیا عضو آن هستند روز 12 فوریه مطلبی در مورد کمپین یک ملیون امضا نوشت. 15 اسفند 1386 :نشست کمپینی ها برای بررسی فرصت ها و چالش های کمپین با وجود تشدید فشارهاي امنيتي براي به انفعال كشانيدن كنشگران كمپين يك ميليون امضا از طريق احضار هاي فراقانوني و نيز شناسايي مكان گردهمايي اعضاي كمپين و ممانعت از برگزاري جلسات كميته هاي اين فعاليت مسالمت آميز هر روز دامنه ي گسترده تري مي يابد، اين نشست ها به رغم تهديد ها و فشارهاي موجود با حضور اعضاي كمپين پي گرفته مي شود. این نشست كمپين نيز همچون همیشه در منزل يكي از اعضا برگزار شد. در اين نشست برخی از اعضای كميته هاي مختلف كاري كمپين يك ميليون امضا ضمن ارائه نکاتی از فعاليت يك ماهه خود به نقد و بررسي رخداد هاي اخير و مسائلي كه با آن مواجه بوده اند پرداختند. 18 اسفند 1386 :برگزاری نمایشگاه عکاسی در انگلیس با عنوان یک میلیون امضا و جنبش زنان نمایشگاهی از گارهای خانم رویا مدرسی با موضوع یک میلیون امضا و جنبش زنان برپاشد.. در این نمایشگاه 28 اثر با موضوع کمپین یک میلیون امضا به نمایش در آمد در حاشیه این نمایشگاه کار جمع آوری امضا و گفتگو پیرامون قوانین تبعیض آمیز جریان داشت . 20 اسفند 1386:نشست فعالان كمپين يك ميليون امضاء در كرماشان به مناسبت هشت مارس بزرگداشت روز جهانی زن بهانهای شد تا فعالان كمپين يك ميليون امضاء در كرماشان پس از مدتها گرد هم آيند و ضمن گرامیداشت اين روز جهانی در نشستی دوستانه به نقد و بررسی كمپين در يك سال و نيم گذشته و فعاليتهای خود در طول اين مدت در كرماشان و ديگر شهرهای منطقه از جمله كامياران و جوانرود بپردازند. در اين نشست 3 ساعته كه 15 تن از فعالان كرماشانی كمپين در آن حضور داشتند شركتكنندگان پیرامون سه موضوع: ۱. دستآوردهای كمپين و هزينههای متحمل شده بر كنشگران آن طی يك سال و نيم گذشته 2. رويكرد كمپين يك ميليون امضاء نسبت به مسئلهی مذهب 3. جنبش زنان و حضور مردان (با تأكيد بر فعاليت مردان در كمپين يك ميليون امضاء، به ويژه در كمپين كرماشان) به بحث و گفتوگو پرداختند. 22 اسفند 1386:نمایش تئاتری از زندگی راحله زمانی، زنی که نمی خواست بمیرد نمایش (تاب بازی ،نه!)، ترکیب تئاتر ، با بازی آزاده فرامرزیها و روایت مستند مریم حسین خواه و جلوه جواهری ، عصر روز چهار شنبه 22 اسفند ماه ،در آمفی تئاتر دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه روی صحنه رفت. این نمایش بر اساس طرحی از آزاده فرامرزیها و نسیم خسروی مقدم و همراهی اعضای کمیته ی هنری کمپین آماده اجرا شد. 25 اسفند 1386: روز جهانی زن همراه با کمپین در کالیفرنیا بعد از ظهر روز هشتم مارس مراسمی با صرف چای و شیرینی به مناسبت روز جهانی زن توسط گروه کمپین در کالیفرنیا ترتیب داده شد . در این برنامه که در حدود 65 نفر در آن شرکت کردند معرفی کوتاهی از کمپین یک میلیون امضا و دستاوردها و مشکلات آن در سال گذشته توسط یکی از اعضای کمپین در کالیفرنیا٬ سودابه فرخ نیا٬ ارائه شد. همینطور به مناسبت سالگرد فعالیت گروه کمپین در کالیفرنیا خلاصه ای از تلاش های این گروه توسط یکی از اعضای این گروه مطرح شد. سپس مامک خادم به اجرای چند قطعه موسیقی پرداختند و پرتو نوری علا شعر زیبای خود به نام "انسانم من" را برای حاضرین خواندند. در کنار این برنامه یک نمایشگاه کوچک از آثار هنری عکس و نقاشی با تلاش تعدادی دیگر از اعضای گروه برگزار شد. قسمتی دیگر از دیوارهای اتاق متعلق بود به عکس هایی از کمپین در ایران و توضیحات دقیقی از فشارهای وارد بر فعالین کمپین و سایر فعالین حقوق زنان 26 اسفند 1386 : نشست اعضای کمپین یک میلیون امضا به مناسبت روز جهانی زن بزرگداشت صدمين سالگرد هشتم مارس در آخرین پنجشنبه سال 1386توسط اعضاي كمپين يك ميليون امضا برگزار شد. این برنامه با سخنرانی شيرين عبادي و تقدير از پروين اردلان به خاطر دریافت جایزه معتبر بنیاد اولاف پالمه آغاز شد و سپس برنامه در قالب چهار پنل به فعالیت های کمپین و همچنین آسیب شناسی کمپین اختصاص داشت. در این برنامه که در منزل مسکونی یکی از مادران کمپین و مادران صلح برگزار شد فعالان كمپين يك ميليون امضا، فعالان حقوق زنان و حقوق بشر و برخي از فعالان مطبوعاتي حضور داشتند. 9 فروردین 1387: وبلاگ همدان آغاز به کار کرد آغاز به کار وبلاگ همدان اولین خبر خوش سال جدید بود. همدانی ها که از ماه های اول کمپین کار خود را آغاز کرده بودند با راه اندازی این وبلاگ شروع به نوشتن از خودشان و مشکلات شهرشان کردند. 20 فروردین 1387 :خدیجه مقدم بازداشت شد بازداشت ها همچنان ادامه دارد. این بار خدیج مقدم عضو کمیته مادران کمپین.سه شنبه 20 فروردین 1387 ماموران پلیس امنیت با ورود به منزل خدیجه مقدم فعال جنبش زنان و کمپین یک میلیون امضا و از اعضای کمیته مادران کمپین، او را بازداشت و به پلیس امنیت عشرت آباد منتقل کردند. پس از بازجویی در آنجا، او به دادیاری امنیت دادگاه انقلاب برده شد و پس از بازجویی مجدد به دستور قاضی سبحانی، برای وی قرار بازداشت موقت و وثیقه صادر شد. خدیجه مقدم را برای انجام مراحل اداری، دوباره به پلیس امنیت برده و سپس به بازداشتگاه وزرا منتقل شد. دلیل بازداشت خدیج مقدم برگزاری برخی از مهمانی ها و نشست ها با اعضای کمپین در منزلش اعلام شد.دادگاه انقلبا وی را به تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام علیه امنیت ملی متهم کرد و وثیقه 100 میلیون تومانی برای او صادر کرد. 21 فروردین 1387 :وبلاگ کمپين در اصفهان راه اندازي شد یک روز از بازداشت خدیجه مقدم نگذشته که خبر می رسد: اصفهانی هم وبلاگشان را راه انداخته اند. کمپین را نمی شود متوقف کرد. 28 فروردین 1387:آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا در قبرس کمپین یک میلیون امضا در قبرس نیز فعالیتش را آغاز کرد.این کمپین نو پا سایتی را به همین نام راه اندازی کرده است. 3 اردیبهشت 1387:کویت هم به جمع کمپینی ها پیوست با فراگیر شدن کمپین ایرانی های مقیم کویت نیز جمع آوری امضا در این کشور را آغاز کردند. کمپین کویت نیز همچون قبرس با راه اندازی سایت اینترنتی همراه بود. اعضای کمپین در کویت علاوه بر گفتگو با ایرانی های مقیم کویت و جمع آوری امضا از آنها، با کویتی ها و سایر ملیت های مقیم این کشور نیز درباره قوانین تبعیض آمیز و مطالبات زنان ایرانی برای حقوق برابر گفتگو می کنند. 6اردیبهشت 1387 : پنجمین کارگاه آموزشی کمپین در کرج کرجی ها که تا کنون چندین کارگاه را در شهرشان برگزار کرده اند، پنجمین کارگاه آموزشی کمپین کرج را با شرکت 28 نفر از علاقه مندان و داوطلبان همکاری با کمپین یک میلیون امضا برپا کردند. در این کارگاه مریم حسین خواه ، کاوه مظفری و محمد شوراب از کمیته آموزش تهران حضور داشتند 9 اردیبهشت 1387:وبلاگ کمپين در کرج راه اندازي شد "کرج براي برابري " وبلاگ فعالان کمپین در کرج است که در ماه های اول آغاز به کار کمپین به آن پیوسته اند. فعالان کرجی در این وبلاگ تجربه های خود در رابطه با جمع آوری امضا و مطالبات ومشکلات زنان را منعکس می کنند. 10اردیبشهت 1387:دیدار با کنشگران کمپین یک میلیون امضا در مشهد طی روزهای 10و12و13 اردیبهشت مجموعه جلسات مشترکی بین اعضای کمپین تهران و مشهد با فعالان جنبش دانشجویی و انجمن های اسلامی دانشگاه های مشهد برگزار شد . سوال ها حول محور مفاد کمپین و نوع جمع آوری امضا ، و فقه و مذهب بود که دو نفر از دوستان حقوقدان کمپین مشهد، سوالات حقوقی دوستان دانشجو را پاسخ دادند .یکی از انتقاد های وارد بر کمین از طرف دوستان دانشجو نزدیک شدن فضای جنبش زنان و کمپین به فضای سیاسی بود. کمپینی های مشهد با ارائه گزارشی از عملکرد خود در مشهد خبر از مجموعه جلسات حقوقی داند که به طور مرتب در مشهد برگزار کرده بودند . 12 اردیبهشت 1387: اولين كارگاه حقوق شهروندي در اصفهان اصفهانی ها هم بعد از گذراندن یک دوره فعالیت در کمپین، کارگاه حقوق شهروندي برگزار می کنند.این کارگاه به همت فعالان كمپيني اين شهر با حضور سه تن از اعضاي كمپين يك ميليون امضا از تهران و دوازده تن از اعضاء كمپين اصفهان بر پا شد . دراين روز علاقه مندان و اعضاء كمپين شهر اصفهان با مواد مهمي از قانون و مسائل مربوط به حقوق شهروندي آشنا شده و در پايان اين كارگاه سوالات خود را درزمينه هاي مختلف حقوقي بخصوص حقوق شهروند ي ومواد قانوني آن با زهره ارزني وكيل وفعال حقوق زنان واز اعضاء كمپين يك ميليون امضا درميان نهادند . 13 اردیبهشت 1387: کمپین در اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد نیویورک در جریان برگزاری اجلاس کمیسیون مقام زن سازمان ملل متحد چند نفر از زنان ایرانی که در این اجلاس شرکت داشتند، با معرفی کمپین به شرکت کنندگان در اجلاس شروع به جمع اوری امضا برای حمایت از کمپین کردند. این فعالان که فرمهای امضا و اطلاعات لازم را تکثیر کرده و با خودمان به نیویورک آورده بودند، با توزیع این فرم ها در بین شرکت کنندگان اجلاس بحث کمپین را در بخش های مختلف کنفرانس به راه انداختند. 13 اردیبهشت 1387:آغاز به کار کمپین در شمال کالیفرنیا بعد از گذشت بیش از یک سال و نیم از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا در مقابل موسسه رعد در تهران و با وجود فشارهای آشکار و پنهان براعضای کمپین، هر روز شاهد گسترش این جنبش اجتماعی در نقاط مختلف ایران هستیم. اما دامنه فعالیتهای کمپین تنها محدود به داخل ایران نمی شود. ازحدود یک سال پیش شاخه کمپین درجنوب ایالت کالیفرنیای آمریکا کار خود را آغاز کرده است و روز سیزدهم فروردین سال ۱۳۸۷ نیز بهانه ای بود برای آغاز به کار کمپین در شمال این ایالت. همه ساله ایرانیان مقیم کالیفرنیا برای برگزاری مراسم روز سیزده به در در یکی از پارکهای اطراف محل سکونت خود گرد هم می آیند. سیزدهم فروردین امسال مراسم سیزده به در در روزهای پنجم و ششم آپریل در پارک لوس گاتوس در شهر سن خوزه و با حضور جمعیتی بیش از دو تا سه هزار نفر صورت گرفت. در طی این دو روز، کمپین یک میلیون امضا نیز با همت گروهی از دانشجویان دانشگاه یوسی برکلی غرفه ای را به خود اختصاص داد و رسما فعالیت خود در شمال ایالت کالیفرنیا را آغاز نمود. 14 اردیبهشت 1387: زابل هم به جمع کمپین پیوست پس از زاهدانی ها، زابلی ها هم به کمپین پیوستند. فعالان این شهر پس از برگزاری کارگاه آموزشی، با راه اندازی سایت کمپین زابل،آغاز به کار کمپین در این شهر را رسما اعلام کردند. اولین جلسه کارگاه کمپین در زابل با حضورده نفر از فعالان زن در منزل یکی از فعالان کمپین برگزار شد.در این جلسه پس از معرفی کمپین وتاریخچه آن و همچنین ضرورت آگاهی رسانی در مورد نابرابری های جنسیتی بحث و گفتگو در باره وضعیت زنان در این شهر معضلات و مشکلات همچنین ارائه راهکارهای فعالیت در این شهر صورت گرفت. پس از آن بخشی از فیلم های آموزشی کارگاه به نمایش در آمد.» 19 اردیبهشت 1387:کمپین آمل نیز به راه افتاد آملی ها که از چند ماه پیش جمع آوری امضا را به صورت فردی آغاز کرده بودند، با راه اندازی سایت کمپین به جمع فعالان این حرکت در کشور پیوستند. 27 اردیبهشت 1387 : جنبش دانشجویی و کمپین یک میلیون امضا در مونستر آلمان "نگاهی به جنبش های دانشجوئی و زنان ( کمپین یک میلیون امضاء) در ایران" عنوان برنامه ای بود که در مونستر آلمان برگزار شد. در این برنامه شرکت کنندگان به بحث و گفتگو درباره اعلامیه حقوق بشر، جنبش دانشجویی و کمپین یک میلیون امضا پرداختند. 26 اردیبهشت 1387 : نشست دو روزهی اعضای کمپین در رشت رشتی ها یک بار دیگر میزبان اعضای کمپین از شهرهای مختلف شدند. در نشست دو روزه ای که با حضور فعالین ۵ شهر کشور تحت عنوان چالشهای درونی کمپین برگزار شد، طیف متنوعی از چالشهای درونی کمپین طرح شد، که می توان از کندی سرعت جمعآوری امضا، چالشهای کمپین تهران (اختلافات و دو دستگیهای پیشآمده، ساختار کمیتهها، و ویژگیها و ضعفهای آن) و تاثیراختلافات پیشآمده در کمپین تهران بر کمپین شهرستانها نام برد. علاوهبر این مباحث تمرکزگرایی و تمرکززدایی در کمپین، حس قیمومت تهران نشینها نسبت به دیگر شهرها ازجمله بحثهایی بودند که به آن اشاره شد. 29 اردیبهشت 1387 :فیلتر گسترده سایت های کمپین یک میلیون امضا سایت تغییر برای برابری و سایت های کمپین در مشهد، اصفهان، اراک، شیراز،زاهدان، رشت، آلمان، کالیفرنیا، قبرس، کویت و مردان برای برابری همزمان فیلتر شدند. پیش از این نیز تصویر برای برابری و سایت های کردستان و آذرباییجان فیلتر شده بودند. با فیلتر سایت تغییر برای برابری برای دهمین بار و فیلتر گسترده پایگاه اینترنتی کمپین در شهرهای مختلف، از 19 سایت کمپین ، 15 سایت فیلتر است. 3 خرداد 1387 :گزارش برگزاري كارگاه نمايشنامه نويسي كمپين با پیش رفتن کمپین، اعضای آن در پی کشف راهکارهایی جدید برای گسترش گفتمان برابرخواهی در جامعه هستند. یکی از این راهکارها استفاده از تئاتر و برگزاری کارگاه های نمایشنامه نویسی برای اعضای کمپین است. نويسندگان نمايشنامهها، پيش از اين تجربهي نوشتن متن نمايشي نداشتند ونمايشنامههاي موجود اولين اثر نمايشي نويسندگانشان محسوب ميشوند.متنهاي نوشته شده، پس از انتشار با كمك اعضاي كمپين، براي اجرا آماده خواهند شد. در حاشيهي كارگاه، ناهيدجعفري، طرح اوليهي نمايشنامههاي كوتاهي را نوشت كه به صورت اپيزوديك به طرح و نمايش قوانين تبعيض آميزي پرداخته است كه از سوي فعالان كمپين مورد درخواست بازنگري هستند؛ ارث، طلاق، قوانين ازدواج، قتلهاي ناموسي، حق تابعيت، و ... اين طرحهاي اوليه، در فرآيندي گروهي، تبديل به اپيزودهاي كوتاه تئاتري شدند كه از 8 مارس (روز جهاني زن) تا كنون چندين بار به اجرا درآمدهاند. هدف از نوشتن و اجراي اين تئاتر، آموزش قوانين به كسانيست كه با اهداف اوليهي كمپين و با قوانين تبعيضآميز عليه زنان، آشنايي ندارند. اين نمايشها تا كنون درچندين مهماني زنانه، مراسم بزرگداشت 8 مارس در مكانهاي متفاوت از جمله پارك به اجرا درآمدهاند. 5 خرداد 1387:امیر یعقوبعلی به یک سال زندان محکوم شد امیر یعقوبعلی از اعضای کمپین یک میلیون امضا به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام او اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام اعلام شده است. امیر یعقوبعلی از اعضای کمیته پسران کمپین یک میلیون امضا است که در 20 تیر ماه 1386 هنگام جمع اوری امضا در پارک اندیشه تهران بازداشت شد و 29 روز در زندان اوین بود. 15 خرداد 1387 :کمپین ایلام آغاز به کار کرد کمپین ایلام راه اندازی شد.اعلام رسمی آغاز به کار کمپین با راه اندازی سایت این شهر همراه بود. قبل از این نیز ایلامی ها به صورت فردی جمع آوری امضا برای کمپین را شروع کرد بودند اما کار جمعی و سازمان یافته از نوروز امسال و رفتن چند نفر از اعضای کمپین به ایلام کلید خورد. 30 خرداد 1387 :تغییر برای برابری، برای بار یازدهم فیلتر شد سایت تغییر برای برابری، فیلتر شد. این یازدهمین باری است که در یک سال و نیم گذشته این سایت از سوی مقامات قضایی فیلتر می شود. نقشه جدید همه مرکز فعال کمپین هم در ایران و هم در جهان را نشان می دهد. در این نقش اینترنتی، نشانگرها با حرف "W" نمایشگر مراکزی هستند که وبسایت دارند 22 خرداد 1387:بازداشت هشت نفر از فعالان جنبش زنان هشت نفر از فعالان جنبش زنان در سالگرد روز بیست و دوم خرداد بازداشت شدند .ناهید میرحاج، آیدا سعادت، نسرین ستوده، ژیلا بنی یعقوب،نفیسه آزاد، سارا لقمانی،جلوه جواهری و فریده غائب از جمله فعالان جنبش زنان هستند که عصر امروز در مقابل محل برگزاری نشستی به مناسبت 22 خرداد دستگیر شدند. امروز قرار بود تعدادی از فعالان جنبش زنان در گالری راه ابریشم تهران سالروز 22 خرداد ،روز همبستگی زنان را گرامی بدارند اما آنها هنگام مراجعه به این گالری با درهای بسته و حضور نیروهای انتظامی و امنیتی و ممانعت شان برای برگزاری این نشست مواجه شدند . این در حالی است که پیش از این مدیریت این گالری فرهنگی موافقت خود را با بر گزاری این مراسم اعلام کرده بود اما با فشار نیروهای انتظامی و امنیتی مجبور شد درهای گالری را بر میهمانان و سخنرانان این مراسم ببندد. 30 خرداد 1387:نقشه گستردگی دامنه فعالیتهای کمپین یک میلیون امضا در ایران و جهان کمپین کالیفرنیا در ابتکاری جالب نقشه ای از گستردگی دامنه کمپین تهیه کرده است. نقشه جدید همه مرکز فعال کمپین هم در ایران و هم در جهان را نشان می دهد. در این نقش اینترنتی، نشانگرها با حرف "W" نمایشگر مراکزی هستند که وبسایت دارند. 3 تیر 1387 :كمپين يك ميليون امضا در 4 شهر ديگر فيلتر شد پس از فيلتر سايت تغيير براي برابري براي بار يازدهم، سايت هاي كمپين در 4 شهر آمل، کرج، زابل و همدان فيلتر شدند. چندی پیش نيز سايت تغيير براي برابري و وبلاگ هاي کمپین یک میلیون امضا در شهرهاي شیراز، اصفهان، رشت، آذربایجان، مردان برای برابری، مشهد، اراک، زاهدان، کردستان، کویت، قبرس، آلمان، کالیفرنیا و همچنين سایت های کانون زنان ایرانی، مدرسه فمینیستی و میدان زنان همزمان فیلتر شده بودند. 22 تیر 1387: کمپین یک میلیون امضا در کنفرانس بنیاد پژوهش های زنان کنفرانس پژوهشهای زنان این بار در آمریکا برگزار می شود با حضور فعالان زن ایرانی از کشورهای مختلف. فعالان زن مقیم کشورهای مختلف که از ابتدای کمپین در این حرکت اجتماعی فعالیت کرده اند این کنفرانس را فرصتی برای معرفی کمپین می بینند و در سخنرانی ها و بحث های حاشیه ای کنفرانس درباره کمپین صحبت می کنند. کمپین کالیفرنای نیز میز کمپین را راه می اندازنند. با آرم کمپین روی دیوار و برگه های امضا روی میز. 18 مرداد 1387 :حمایت هانيبال الخاص هنرمند برجسته ایرانی از برابری طلبی "هانيبال الخاص"، نقاش سرشناس ایرانی، درآمد برخي از آثارش را به نفع زنان برابري طلب ايران زمين هديه كرد. درمراسم افتتاحيه نمايشگاهي که به مدت یک هفته ادامه داشت ، در كنار هنرمندان و علاقمندان به آثار الخاص، جمعي از اعضاي "كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز" نيز حضور داشتند. الخاص در افتتاحیه این نمایشگاه ضمن ایراد سخنرانی کوتاهی درباره نحوه و چگونگی ارائه آثارش، با اعلام حمایت از فعالیت های برابری خواهانه زنان سرزمینش، بخشي از درآمد حاصل از فروش تابلوهای خود را به کمپین یک میلیون امضا هدیه کرد. 30 مرداد 1387 :برگزاری کارگاه خشونت برای داوطلبان کمپین در پی شناسایی نیاز داوطلبان کمپین برای برگزاری کارگاه های بحث و گفتگو در مورد مسائل زنان, سومین کارگاه از سلسله کارگاه های خشونت علیه زنان و راهکارهای مقابله با آن برگزار شد. کارگاه این دوره با همکاری کانون هستیا اندیش و کمیته داوطلبین و کمیته آموزش کمپین یک میلیون امضا برگزار شد. 6 شهریور 1387:گرامیداشت دومین سالگرد کمپین یک میلیون امضا در کالیفرنیا یک بوم نقاشی روبریو فروشگاه بزرگ ایرانی (Wholesomechoice) در شهر ارواین در کالیفرنیا ابتکارجدید اعضای کمپین کالیفرنیا به مناسبت دومین سالگرد کمپین بود. روی بوم آرم کمپین را کشیدند و از همه خواستند یک دنیا بدون تبعیض و بیعدالتی رو در ذهنشان تصویر کنند و نوشته یا نقشی را در این ارتباط بر روی بوم بر جا بگذارند. 7 شهریور 1387 :دومین سالگرد کمپین یک میلیون امضا زیر سایه ماموران امنیت! بزرگداشت دومین سالگرد کمپین یک میلیون امضا با وجود تهدیدات امنیتی برگزار شد. دیدار فعالان کمپین با محبوبه همزمان شد با سالگرد کمپین و دعوت مادر محبوبه کرمی از یاران کمپینی دخترش، اما با ورود نیروهای امنیتی و انتظامی به منزل میزبان، اعضای کمپین تهران و شهرستان ها مجبور به ترک خانه شده و سالگرد کمپین را در مکانی دیگر گرامی داشتند. 7 شهریور 1387 :دو سالگی کمپین در رشت فعالین کمپین در رشت، امسال نیز با شیوههای گوناگون، ۵ شهریور، روز آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا را گرامی داشتند.تهیهی بروشوری ۲۰ صفحهای که علاوه بر مقالاتی به زبان ساده، به برخی تبعیضات قانونی نسبت به زنان میپردازد، حاوی مطالب متنوعی از جمله آمار، شعر و آدرس سایتهای زنان و…؛ توزیع آن میان مردم، از جمله فعالیتهایی بود که برای گرامیداشت این روز در رشت انجام شد. کمیتهی هنری کمپین رشت که پیش از این نیز به مناسبت ۸ مارس، روز جهانی زن و نوروز، کارتپستالهایی طراحی کرده بودند، به مناسبت دو سالگی کمپین نیز کارتپستال زیبایی را طراحی و منتشر کردند. 10 شهریور 1387 :تایید حکم امیر یعقوبعلی / 4 سال معلق با نظارت در دومین سالگرد کمپین یک میلیون امضا، امیر یعقوبعلی از نتیجه دادگاه تجدید نظر و تعلیق حکمش خبر داد و خوشحالمان کرد اما بعد از پرس و جوی دقیق تر از وکلای وی دریافتیم که نمی توان چندان هم خوشحال بود. امیر یعقوبعلی از اعضای کمیته پسران کمپین یک میلیون امضا در 20 تیر ماه 1386 هنگام جمع اوری امضا در پارک اندیشه تهران بازداشت شد و 29 روز در زندان اوین بود. او طبق حکم شعبه 15 دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیزی محکوم شد . در پی اعتراض او و وکلایش پرونده او در دادگاه تجدید نظر بررسی شد. شعبه 54 دادگاه تجدید نظر استان تهران ضمن تایید مجدد حکم امیر یعقوبعلی آن را به مدت 4 سال معلق کرده است. و در عین حال وی را مکلف کرده که هر 4 ماه یک بار خود را به اداره اطلاعات محل زندگی خود معرفی کند . 11 شهریور 1387 : فیلترینگ سایت های کمپین برای چهاردهمین بار سایت تغییر برای برابری برای چهاردهمین بار فیلتر شد. این فیلترینگ همراه بود با فیلترینگ گسترده دیگر سایت های کمپین در آمل، همدان، زاهدان، اصفهان، اراک، مشهد،کرج، مردان، آلمان، زابل، ایلام.سایت تصویر برابری نیز برای سومین بار فیلترشد. علاوه بر این وبلاگ های زنان از جمله پرنده خارزار، چهره زن هنرمند در جوانی، اشکها و ترسها فیلتر شدند. سایت مدرسه فمینیستی نیز یک هفته پیش مجددا فیلترشد. 12 شهریور 1387 :محکومیت چهار عضو کمپین یک میلیون امضا به شش ماه حبس تعزیری چهار تن از اعضای کمپین یک میلون امضا به شش ماه حبس تعزیری محکوم شدند. اتهام پروین اردلان، مریم حسین خواه، ناهید کشاورز و جلوه جواهری فعالیت در سایت های زنستان و تغییر برای برابری اعلام شده است. در حکم صادره از سوی شعبه13 دادگاه انقلاب اسلامی این فعالان زن به استناد ماده 500 قانون مجازات اسلامی به شش ماه حبس تعزیری محکوم شده اند. کمپین همچنان ادامه دارد..... کمپین همچنان ادامه دارد. با هزار و یک اتفاق در گوشه کنار ایران. بسیاری از این تجارب و اتفاقات ثبت می شود و بسیاری دیگر تاثیر خود را می گذارد بدون آنکه در گوشه ای نوشته شوند و به زبان آیند. تلاش ما اما این است که تا حد امکان و بضاعت اندک مان لحظه لحظه این حرکت گسترده و فراگیر را ثبت کنیم و با انتشار تجارب تلخ و شیرینمان علاوه بر به جا گذاشتن این تجارب برای آیندگان، فرصتی برای بازخوانی فعالیت هایمان داشته باشیم.
دو سال از آغاز به کار کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانین تبعیض آمیز می گذرد. دو سال پر فراز ونشیب که هر روز آن پر از اتفاق بود و تجربه. در روزهای سختی که هیچ سهمی از امکانات عمومی این شهر نداشتیم و در عوض تهدیدات امنیتی هر روز عرصه را به ما تنگ تر می کرد، در برابر موانعی که از هر طرف جلوی ما قد علم می کردند روش های تازه ای را آزمودیم. آموختیم که هرگز ناامید نشویم و حتی در روزهایی که یارانمان به جرم برابری خواهی پشت دیوارهای بلند اوین اند و تیغ تیز بازداشت و بازجویی و احکام سنگین تعزیری وتعلیقی بالای سرمان است، تلاش برای عمومی کردن مطالبالت برابری خواهانه و گفتگوی چهره به چهره با مردم را متوقف نکنیم.
وفا به عهدی که در سحرگاه اعدام با همبندان راحله بستم
شنبه ۴ آبان ۸۷
وقتی برای دوست اروپایی ام از آمار بازداشت ها و احضار فعالان کمپین یک میلیون امضا می گویم، می پرسد:" با این همه بازداشت و احضار و فشار چه چیزی به شما انگیزه می دهد که بازهم روی خواسته هایتان پافشاری کنید و بخواهید که این قوانین نابرابر عوض شود؟واقعا فعالان زن ایرانی از زندان نمی ترسند؟شما شب ها کابوس زندان نمی بینید؟" برایش می گویم که ما هم از زندان می ترسیم و سایه این بازداشت ها و احضارها و حکم های تعلیقی روی زندگی ما هم سنگینی می کند، اما چیزی که از همه این ترس ها و کابوس ها پر رنگ تر و قوی تر است، زندگی زنانی است که قربانی این قوانین نابرابر شده اند و همه زندگی اشان را از دست داده اند. زنانی که به یمن همین بازداشت ها و زندان رفتن های گاه به گاه با آنها زندگی کرده ایم و حالا چیزی فراتر از سوژه هایی هستند که باید ماجرایشان پیگیری شود، که حالا حتی اگر بخواهیم فراموششان کنیم هم کابوس زندگی آنها دست از سر ما برنمی دارد. دوست اروپایی ام نمی داند از کدام کابوس حرف می زنم و من برایش از راحله می گویم. از زنی که که به خاطر همین قوانین تبعیض آمیز به پای چوبه دار رفت و همه فریادهای ما از پشت دیوارهای بلند اوین و تلاش دوستانمان در آن سوی دیوارها نتوانست نجاتش بدهد. کاغذ پاره های زندانم را جستجو می کنم و مطلبی را برایش می خوانم که قبل از اعدام راحله، پشت دیوارهای بلند اوین نوشته بودم، به این امید که شاید جغد شوم مرگ ار روی شانه هایش برخیزد و بالای چوبه دار نرود. این جغد شوم اما، تا وقتی که قانون، زن ها را به عنوان یک انسان کامل به رسمیت نشناسد روی شانه های ما، زنان این مرز و بوم، نشسته است و هر از گاهی قربانی می گیرد. برخی همچون راحله و راحله ها در یک چهارشنبه سرد و تلخ بالای چوبه دار می روند، برخی در گوشه و کنار همان خانه هایی که قرار است کانونی گرم و پر از مهر باشد خود را به کام مرگ می سپارند، برخی زیر ضربه های شوهر و پدری که طبق قانون خود را مالک زن می داند جان می دهند و برخی دیگر نیز که بی هیچ اعتراضی رویه سوختن ساختن را پیشه می کنند ، می پوسند و دم برنمی آورند..... این نوشته زمانی که راحله هنوز زنده بود، چاپ نشد تا شاید خانواده شوهرش رضایت دهند. رضایت ندادند و راحله اعدام شد...... نوشتن از رنج های راحله، از یک سو وفا به عهدی است که در سحرگاه اعدام او با هم بندانش بستم برای گفتن از رنج های راحله، که فقط رنج های او نبود و درد مشترکی است میان هزاران هزار زن ایرانی و از سویی دیگر پاسخی برای این سوال که چرا ما فعالان زن ایرانی بعد از هر بازداشت مصمم تر می شویم برای تغییر این قوانین تبعیض آمیز: آن طرف دیوارهای اوین که باشی باید هزار دلیل بیاوری که چرا "راحله" و راحله ها سزاوار مرگ نیستند و به خاطر فشار این قوانین نابرابر و شرایط سخت تحمیلی بر آنها است که به چنبره جرم و جنایت کشیده شده اند. اینجا اما، در سلول های دلگیر بند نسوان نیازی به بحث و جدل نیست. زنان زندانی که اغلب ستم این قوانین تبعیض آمیز را با گوشت و استخوانشان لمس کرده اند، با استناد به حقوق بشری ترین و در عین حال ساده ترین دلائل می خواهند که راحله اعدام نشود. صدای آنها اما در همهمه مناسبات مردسالاری که از زن اطاعت می خواهد و سکوت، گم می شود. راحله زن جوان روستایی که 3 سال است به اوین آمده اما، بی هراس از سایه سهمگین مرگ عصر به عصر روزنامه ها را بین زندانی ها تقسیم می کند و در جواب زنان زندانی که در گوشه و کنار برایش اشک می ریزند، با همان لهجه شیرین و ساده روستایی اش می گوید : " هر چه خدا بخواهد همان می شود." 27 ساله است و دست از زندگی شسته، بی هیچ آرزو و امیدی . حتی آرزوی دیدن فرزندانش را هم نمی کند. می گوید:" وقتی آمدم اینجا دخترکم دو سال داشت و پسرم 3 ماه. حالا اگر من را ببینند دلشان مادر می خواهد و من نیستم که برایشان مادری کنم. طفل معصوم هایم از غصه دق می کنند." اینها را هم با همان آرامش همیشگی اش می گوید. انگار نه انگار که در دو قدمی مرگ است. می خواهم تلنگری بزنم شاید برای نجاتش دست و پا بزند، می پرسم بعد 3 سال بچه هایت تو را یادشان هست؟ در چشمهایم خیره می شود و با خودش زمزمه می کند:"شاید من از یادشان رفته باشم، اما می دانم که انها یک چیزی گم کرده اند. من مادرم و از دلشان خبر دارم. هر شب خوابشان را می بینم." دادگاه حکم داده راحله باید اعدام شود، چون شوهرش را کشته است. اما نپرسیده که چرا راحله ساده روستایی که در این سه سالی که پشت میله های اوین است، کسی از او جز صبوری و مهربانی و گذشت ندیده، این کار را کرده است؟ راحله در 15 سالگی به عقد شوهرش درآمد، به یمن همان قانونی که اجازه ازدواج دختران را در 13 سالگی صادر کرده است:"پدرم فقیر بود و خانواده ام می ترسیده اند من روی دستشان بمانم. من هم نمی خواستم سربارشان باشم. یک روز وقتی من خانه نبودم از طرف من به یکی از خواستگارها جواب بله دادند.من اصلا نمی شناختمش، 9 سال از من بزرگتر بود و فقط دو کلاس سواد داشت." راحله سر سفره عقد نشست، چون چاره دیگری نداشت، 9 سال با خوبی و بدی این زندگی ساخت. بارها و بارها کتک خورد، آنقدر که بیهوش شد و کارش به بیمارستان کشید. بارها و بارها تحقیر شد. توهین شنید. شاهد هوسبازی ها وتریاک کشی های شوهرش بود و همه همه را تحمل کرد:"برای هر چیز کوچکی دعوا راه می انداخت و کتکم می زد. موهایم را دور دستش می پیچاند و به این طرف و آن طرف پرتم می کرد، می خندیدم ، ناراحت می شد. موهایم را در خانه خودم باز می کردم، ناراحت می شد. لباس خوبی می پوشیدم، ناراحت می شد و برای همه اینها کتکم می زد. آنقدر از پله های خانه مرا هل داده بود پایین که گاهی اوقات فراموشی می گرفتم." راحله همه اینها را تحمل کرد بی آنکه هیچ قانون بازدارنده ای برای مرد باشد و نه هیچ مرجع قانونی که شکایت زن را بدون هزار اما و اگر بپذیرد. و در آخر وقتی جلوی چشمان خودش و در خانه خودش، شوهرش را با زنی دیگر دید، با زنی که به بهای 10 هزار تومان به خانه او آمده بود، کاسه صبرش لبریز شد:"سه روز قبل از قتل، زن آورده بود خانه. خودم دیدمشان. اعتراض کردم. گفتم دیگر این زندگی را نمی خواهم. پرسیدم چرا این کار را کردی؟ عوض اینکه عذر خواهی کند، اذیتم کرد. تهدیدم کرد که به هیچ کس چیزی نگویم. نگویم که قبلا هم بارها این کار کرده. گفت اگر لب بازکنی می کشمت." راحله می خواست به به پلیس خبر بدهد. همسایه اش گفت فایده ندارد. پلیس حرفت را قبول نمی کند، تازه اگر شوهرت بگوید که صیغه اش کرده بودم و پلیس هم بگوید کار خلاف قانون که نکرده، چه داری که بگویی؟؟ کاری از راحله بر نمی آمد جز صبوری و صبوری. مثل همه این سالها.... اما دو روز بعد از این اتفاق شوهرش شبانه سراغش آمد و می خواست او را بکشد. این گفته راحله در دادنامه ای که خطاب به دیوان عالی کشور نوشته نیز آمده است:" بچه هایم شبها پیش من می خوابیدند. یکی این طرفم. یکی آن طرف. آن شب یک لحظه چشم باز کردم و دیدم که بچه ها را برده گوشه اتاق و خودش بالای سر من است. دستهایش را نزدیک گلویم آورده بود و می خواست خفه ام کند. تا چشمهایم را باز کردم دستپاچه شد و رفت. تا خود صبح از ترس بیدار بودم و ذکر می گفتم. فردا وقتی دوباره پرسیدم چرا این کارها را با من می کنی؟ یک قرص که می گفت آرامبخش است به من داد و گفت بخور. قرص را که خوردم نفهمیدم چه شد. سرم گیج رفت و یک دفعه انرژی ام آنقدر زیاد شد که می توانستم کوه را از جایش بلند کنم. همه وجودم پر از خشم بود. پر از تحقیر. دیگر نمی توانستم تحملش کنم. یک آهن برداشتم و زدم به سرش. خودم هم نمی دانستم دارم چه کار می کنم......" انگار همه زجرها، تحقیرها و سختی ها یک جا جمع شده بود و راحله را از خود بیخود کرده بود. دیگر نمی توانست همچون همیشه صبوری پیشه کند. گذشت کند. تحمل کند. طاقتش تمام شده بود و در یک لحظه ای که خودش هم نمی دانست چه شد، شوهرش را کشت:" از اولش هم همدیگر را دوست نداشتیم. نمی شد هم که طلاق بگیریم.. خانواده هایمان طلاق را بد می دانستند. یک بار که به آخر خط رسیده بودم، رفتم خانه پدرم و گفتم طلاق می خواهم. گفتند دختر باید اسم مرد رویش باشد و شبانه از خانه بیرونم کردند. شبانه برگشتم خانه شوهرم، چاره ای نداشتم. شوهرم و خانواده اش که با صدای در از خواب بیدار شده بودند مرا به باد کتک گرفتند. آنقدر زدند که بی هوش شدم. کارم به بیمارستان کشید و سه روز بستری بودم." با همه اینها وقتی که برای طلاق به دادگاه رفتند، دادگاه قبول نکرد و برای 4 ماه دیگر وقت داد که شاید مصالحه کنند. تا چهار ماه دیگر شوهرش هم منصرف شد و گفت طلاقش نمی دهد.همان روزها بود که از روستایشان در سراب، به تهران آمدند:"تهران که آمدیم باز هم کتک ها شروع شد. کتک می خوردم چون چای کمرنگ بود. کتک می خوردم چون حامله شده بودم. کتک می خوردم چون به خاطر حاملگی شکمم جلو آمده بود و می گفت زشت شده ای. کتک می خوردم چون من را نمی خواست و دلش هوای دختر جوان تر کرده بود...." همه اینها بود که راحله را به آن لحظه جنون آمیز کشاند. خودش می گوید:" نمی خواستم بکشمش. همه چیز در یک لحظه اتفاق افتاد. خسته ام کرده بود. آنقدر من را از خودش متنفر کرده بود که به تنگ آمده بودم.از یک طرف من را کتک می زد و از طرف دیگر می خواست که در رختخواب برایش کارهای عجیب و غریب بکنم. می رفت فیلم های پورنو می دید و همان ها را از من می خواست. نمی توانستم آن کارها را بکنم. خجالت می کشیدم. کتکم می زد.دلم می خواست با من مهربان باشد ،نوازشم کند اما فقط کتک بود و زورگویی. انگار که دشمنم بود نه شوهرم" شاید اگر آن هنگام که راحله کتک می خورد کسی به دادش می رسید. شاید اگر آن موقع که هوسبازی های شوهرش را می دید می توانست به جایی شکایت کند و شاید اگر حرفش را می پذیرفتند و می توانست طلاق بگیرد، هیچ وقت کار به اینجا نمی رسید. راحله می گفت:"وقتی شوهرم زنده بود از ترس او نمی توانستم به کسی شکایت کنم. چند باری هم که مخفیانه و با هزار مکافات به دیگران گفتم، هیچ کس کاری نکرد. هیچ کس باور نکرد که این همه بلا سرم آمده، من هم همه چیز را قورت دادم. فقط از خدا می خواستم که بهانه نگیرد و من را کتک نزند." می پرسم اینها را در دفاعیاتت به قاضی گفتی؟ آن وقت ها نمی دانسته "دفاع" یعنی چه!!:" هر وقت در دادگاه به من می گفتند آخرین دفاعت را بگو، جواب می دادم خب کشتمش دیگر. وقتی به زندان آمدم بود که فهمیدم "دفاع" یعنی چه. آن وقتها هنوز فارسی را خوب بلد نبودم." با همه اینها تا چند روز قبل از اعدامش هنوز باور نمی کرد که هیچ کس حرف های او را نپذیرد. می گفت اگر بگویم آن مرد چه بر سرم آورده شاید اعدامم نکنن. شاید بفهمند که در چه شرایطی کنترلم را از دست دادم و آن کار را کردم. چند ماه پیش از آن اتفاق شوم می خواست کار کند، می خواست با آموختن حرفه ای سالهایی را که باید پشت نیمکت مدرسه می نشست و زندگی کردن را می آموخت جبران کند، شوهرش اجازه نداد. قانون هم طرف او بود. طبق قانون مرد می تواند زن را از شغلی که مخالف شئونات خانوادگی باشد منع کند و این شئونات خانوادگی آنقدر کلی و مبهم و گسترده است که تمامی حرفه ها را دربر می گیرد.:"می خواستم آرایشگری یاد بگیرم. نگذاشت. اینجا اما هم آرایشگری یاد گرفته ام، هم قالی بافی و هم خیاطی. اگر از خونم بگذرند. اگر آزاد شوم. باید بتوانم خرج بچه هایم را بدهم." راحله هنوز به زندگی امید داشت، اما قدرت این قوانین نابرابر از امید او بیشتر بود. خیلی بیشتر. آنقدر که قاضی حتی از راحله، از راحله مظلوم و آرامی که موقع حرف زدن سرش را به زمین می دوخت ، نپرسید چه شد که شوهرت را کشتی و یا اگر هم پرسید هیچ کدام از آن کتک ها و آزار و اذیت ها و ازدواج اجباری و زندگی اجباری و خیانت ها... نتوانست کفه ترازو را کمی به نفع راحله سنگین کند. حکم او فقط مرگ بود و مرگ. راحله نمونه کامل زنی بود که زیر فشار این قانون نابرابر نابود شد. در 15 سالگی شوهرش دادند به حکم قانونی که اجازه ازدواج دختران را از 13 سالگی صادر کرده است. همه خشونت ها و ضرب و شتم های شوهرش را تحمل کرد، به حکم قانونی که در قبال خشونت از زنان حمایت نمی کند. سه سال تمام فرزندانش را ندید و بدون دیدن آن ها بالای چوبه دار رفت، به یمن قانونی که سرپرستی فرزندان را حق پدر می داند و بعد از مرگ پدر هم جد پدری را حاکم بر سرنوشت فرزندان زنی می کند که نه ماه آنها را در شکم داشته و به دنیا آورده است. در برابر هوسبازی ها و خیانت شوهرش فقط سکوت کرده و سکوت؛ به حکم قانونی که زبان مرد را دراز می کند که بگوید کار خلاف قانون که نکرده ام،صیغه اش کرده ام. وقتی زندگی برایش جهنم شد، نتوانست حتی طلاق بگیرد به حکم قانونی که طلاق را حق مردان می داند ، برای درخواست طلاق زن هزار اگر و اما می آورد و هیچ کدام از بلاهایی که سرش آمده را مصداق عسر و حرج نمی داند. و در آخر نتیجه همه صبوری ها تحمل و تلاش او برای حفظ زندگی و خانواده اش ، یک لحظه جنون آمیز بود که شوهرش را به کام مرگ فرستاد و راحله را بالای چوبه دار.......
تغییر برای برابری/7 خرداد 1387
زهرای 11 ساله با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده شد
شنبه ۴ آبان ۸۷
زهرا فقط 11 سال داشت. 11 سال و هزار آرزو. می خواست "درس بخواند، روزنامه نگار شود و از دخترهای بدبخت دفاع کند". به هیچ کدام از آرزوهایش نرسید. پدرش می خواست به مردی 35 ساله شوهرش دهد . دخترک تنها بود و بی پناه. مخالفت که کرد کتک خورد، بیشتر از همیشه، طاقتش که تمام شد خودش را کشت. با قرص برنج. چند روز پیش از خودکشی زهرا مادرش خبردار شده بود که می خواهند دخترش را شوهر دهند، یکی از همسایه ها خبرش کرده بود تا شاید بشود جلوی فاجعه را گرفت. "تلفن زدم به مغازه پدربزرگش، التماسش کردم که با لیلا این کار را نکنند، که زندگی اش را خراب نکنند. گفتم خودم می آیم و می برمش. خودم خرجش را می دهم. به حرفم گوش نکرد. گفت دختر باید برود خانه شوهر چند سال اینور و آنورش چه فرقی می کند." اینها را لیلا می گوید. زن 35 ساله ای که هنوز باور نمی کند دخترک 11 ساله اش خودش را کشته است. از شوهرش که جدا شد، مهریه و نفقه و جهاز و همه حق و حقوقش را بخشید و در عوض حضانت زهرا را گرفت. چند سال بعد وقتی برای 8 میلیون تومان بدهی به زندان افتاد زهرا را به خانواده پدرش دادند و دخترک در تمام این چهار سال اجازه یک تماس تلفنی با مادرش را نداشت:"زندانی که شدم هشت ماهی زهرا با من بود. هم زهرا و هم دختر دیگرم که شش ماه داشت. پا به پای من زندان را تحمل می کرد و دم برنمی آورد. یک بار که پدرش آمد ملاقاتش نرفت. اینقدر جیغ کشید و گریه کرد که زندانبان ها رضایت دادند و نبردندش برای ملاقات..می ترسید از پدرش. نمی خواست ببیندش. یک روز پدر همسر دومم آمد ملاقات و گفت زهرا را بده ببرم بیرون اسمش را بنویسم مدرسه. بچه را که بهشان دادم، یک هفته بعد فهمیدم او را پیش پدرش برده اند. توی زندان کاری از من برنمی آمد. حتی نمی گذاشتند با دخترم حرف بزنم. سه سال تمام از زهرا بی خبر بودم." چند ماه پیش بود که لیلا از زندان مرخصی گرفت تا بدهی هایش را قسط بندی کند. همه امیدش این بود که برای مهرماه زهرا را پیش خودش بیاورد. رفت شهرستان و دو اتاق کوچک در یک زیر زمین اجاره کرد تا با خیاطی خرج خودش و پسر 2 ساله اش که در زندان بدنیا آمده بود را بدهد. پدر کودکش وقتی که او زندان بود غیابی طلاقش داده بود. بهانه اش این بود که زنش زندانی است و نگفته بود که بخاطر ضمانت بدهی های من زندانی شده. نگفته بود که من فرار کرده ام او بخاطر من دارد تاوان می دهد. راهی هم برای اثبات این ادعاها نبود. هیچ کس را نداشت و باید روی پاهای خودش می ایستاد و همه چیز را دوباره می ساخت. مثل آن روزهایی که زهرا داشت می مرد و او با فروش کلیه اش دخترک را مداوا کرد و یک چرخ خیاطی خرید و دوباره سرپا شد:"هپاتیت A داشت. دکتر گفته بود اگر درمان نشود هپاتیت B می گیرد. پدرش چند ماهی می شد رفته بود و هیچ خبری ازش نداشتیم. هیچ کس هم نبود که کمکی بکند. کلیه ام را فروختم یک میلیون. پانصد هزارتومانش را دادم خرج بیمارستان زهرا. با بقیه اش چرخ و وسائل خیاطی خریدم و دستم دخترم را گرفتم و رفتم تهران." همه آن روزها گذشت، لیلا دوباره زندگی اش را ساخت. دوباره ازدواج کرد. یک دختر دیگر بدنیا آورد، چکهای شوهرش که او پشتش را امضا کرده بود برگشت خورد و دوتایی به زندان رفتند. شوهرش فرار کرد ولیلا ماند با همه بدهی ها و بالاخره توانست از آن زندان لعنتی بیاید بیرون و حالا همه فکر و ذکرش زهرا بود. اگر طلاق نامه ازدواج دومش را نمی گرفت شاید هیچ وقت نمی توانست زهرا را بدست آورد. هم زهرا را و هم دو کودکش دیگرش را. می دانست که اگر طلاق نامه نداشته باشد حضانت بچه ها را از او می گیرند. به هردری زد و بعد چند ماه طلاق نامه اش را گرفت تا بتواند سراغ زهرا برود. هنوز روبراه نشده بود که همسایه ها از اهواز زنگ زدند که دخترت در بیمارستان است. خودش را کشته.... شبانه راه افتاد و سه روز تمام بالای سر دخترش بود به جای تمام سه سالی که زهرا را ندیده بود. به جای تمام ماه ها و روزهایی که حسرت شنیدن صدایش را داشت. دخترک اما بهوش نیامد. معده اش از 24 ساعت قبل خودکشی خالی بود و سم "قرص برنج" به جانش نشسته بود. آخرین بار چند روز قبل از این اتفاق شوم بود که صدایش را شنیده بود. تلفن کرده بود و به جای همه حرفهایی که این سالها روی دلش مانده بود، التماس کرده بود که دیگر به پدربزرگ زنگ نزن:"بعد از تلفن تو من را اذیت می کنن. طاقتم تمام شده دیگر. بگذار هرکاری می خوان بکنن. شوهرم که دادن فرار می کنم و می آیم پیش تو." دردل هایش را بعدا نوشته بود. روی ورق پاره ای که بعد مرگ، در جیب لباسش پیدا کردند: "امیدوارم این نامه بدست مامان لیلا برسه و گرنه خیلی حرفهام که دوست داشتم بهش بگم، نگفته می مونه. مامانی خیلی دوستت دارم. می دونم با این کارم خیلی ناراحت می شی و غصه می خوری. اما اگه تو هم جای من بودی این کار را می کردی. شاید اگه اینجا بودی با هم این کار را می کردیم و اون دنیا با هم زندگی می کردیم. اینجا همه اش از من ایراد می گیرن. کتکم می زنن. بهم فحش می دن. نمی ذارن راحت باشم. حالا هم که می خوان شوهرم بدن. مگه من چند سالمه که اینقدر منو اذیت می کنن؟ دیروز عمو علی منو زد. بابا هیچی نگفت. طرف من را هم نگرفت. نمی ذارن با تو حرف بزنم. نمی ذارن پیشت بیام. خسته شدم. چقدر زور می گن. چقدر کتک می زنن. آخه مگه من خرم؟ دلم می خواد درس بخونم و دکتر بشم، پاهاتو خوب کنم. ولی نه دلم می خواد مثل دوستت روزنامه نگار بشم و از دخترهای بدبخت مثل خودم، دفاع کنم. می دونم بعد از مردن من، تو آبروی اینها را می بری و پدرشونو درمیاری.غصه نخور من اونجا منتظرتم. فهمیدم برای من داداش آوردی، خوشحال شدم. ولی ناراحتم که ندیدمش. عسل دیگه باید مدرسه بره. مواظب اون باش. از اینکه تنها می شی ببخش. هیچ وقت تو و عسل و خوشبختی قبلمون را یادم نمی ره. دوستت دارم مامان توپولی." پزشکی قانونی هم نوشته های زهرا را تایید می کند. بنا به گزارش پزشک قانونی اهواز و تهران آزمایشات انجام شده نشان دهنده شکنجه جسمی بوده و آثار شلاق یا شبیه آن روی بدن، ترکیدگی داخل لب بالا، کنده شدن قسمتی از موها، کبودی زیر ناخن پاها، خالی بودن معده که نشان دهنده شرایط سخت است، کبودی زیر چشم و کبودی پشت ساعد پا روی بدن زهرا مشاهده شده است.همسایه های پدر زهرا هم گواهی داده اند که بارها صدای ناله های او را زیر کتک پدر و عموها شنیده اند. با شکایت مادر زهرا، قاضی شعبه هفت کیفری اهواز علت خودکشی را فشار شدید روحی و روانی از سوی خانواده تشخیص داده و نوشته است:"با توجه به ضرب و شتم قرار گرفتن قبل از اقدام به خودکشی و نظریه قضات و مدعی العموم علت خودکشی شبه عمد(قتل) محسوب شده و نیاز به بررسی بیشتر داد و پدر متوفی تحت پیگرد قانونی است." دادگاه رسیدگی به خودکشی زهرا، ماه آینده تشکیل می شود. زهرا و زهراها اما هر روز در گوشه و کنار این مملکت خودکشی می کنند، به قتل می رسند و یا هر روز هزاربار مرگ را آرزو می کنند برای اینکه قوانین ما حداقل حقوقی انسانی را برای زنان درنظر نگرفته است. اگر بر اساس قانون سن ازدواج دختر 13 سال نبود و به پدر این اجازه داده نشده بود که قبل از 13 سالگی نیز بتواند با گرفتن سن رشد از دادگاه دخترش را شوهر دهد، شاید الان زهرا زنده بود و پدرش جرات نمی کرد بگوید اختیارش با من است ومی خواهم شوهرش بدهم. اگر اجازه ازدواج دختر در انحصار پدر نبود و قانونگزار برای مادر نیز حقی در نظر می گرفت شاید عطوفت مادرانه و تجربه هایی سختی که زنان از ازدواج های زودرس و اجباری دارند می توانست مانع به زور شوهر دادن زهرا و زهرا ها شود و حالا زهرا و سه دختر دیگری که در همان بیمارستان برای فرار از ازدواج اجباری خودکشی کرده بودند زنده بودند. اگر قوانین ما برای عقد ازدواج دختر قبل از سن پایینی که قانون تعیین کرده مجازات تعیین می کرد،شاید دیگر هیچ پدری جرات نمی کرد دختر بچه ها را به جای مدرسه به حجله بفرستد. حجله ای که گاه حجله مرگ می شود. زهرا فقط یکی از هزاران دختری است که با چراغ سبز قانون، به حجله مرگ فرستاده می شوند. نتیجه این قانون تبعیض آمیز و ازدواج هایی که نه تنها شروعشان به انتخاب و رضایت زن نبوده که در اتمام آن نیز زن اختیاری ندارد، گاه شوهرکشی است. گاه خودکشی و گاه فرار از خانه و گرفتار شدن در هزارتوی جامعه ای که یک خانه امن برای حمایت از زنان خشونت دیده و آسیب دیده ندارد. بسیارند زنهایی که با همه این خشونت ها واجبارها هم شجاعت و توان "نه" گفتن به عرف و قانون مردسالار و ضد زن را ندارند و تمام عمر سر خم می کنند و می سوزند و می سازند و زندگی می کنند با مردانی که انتخابشان نکرده اند، دوستشان ندارند و به اجبار به آنها "بله" گفته اند. لیلا از همین حالا نگران دختر 6 ساله اش است که فقط یک سال دیگر حضانتش با او است و سرپرستی و اجازه ازدواجش از همین الان با پدرش است. نگران است که او هم به سرنوشت زهرا دچار شود. راحله هم در آخرین روزهای زندگی اش نگران دخترش بود. می گفت فقط به خاطر دخترم است که نمی خواهم بمیرم. می دانم که هنوز 15 سالش نشده شوهرش می دهند و من هم نیستم که به دادش برسم. تا وقتی قانون اجازه ازدواج دختربچه ها را می دهد، تا وقتی پدر می تواند هرگاه که خواست دخترش را شوهر دهد، تا وقتی مادر هیچ حقی در تعیین سرنوشت فرزندش ندارد، تا وقتی قانون نابرابر بر زندگی ما زنان حاکم است..... همه مادرها نگران دخترانشان اند. نگران اینکه هیچ وقت فرصت کودکی کردن نیابند. نگران اینکه با یک ازدواج زودرس واجباری همه زندگی شان تباه شود.
كميته ملي اهداف توسعه هزاره تعطيل است
شنبه ۴ آبان ۸۷
سرمایه/11 خرداد 85
كميته ملي اهداف توسعه هزاره (MDG) كه از ارديبهشت ماه سال 84 آغاز به كار كرده بود، 10 ماه است تشكيل جلسه نداده و شايعه انحلال آن از منابع غير رسمي به گوش مي رسد.
فريده ماشيني، نماينده سازمان هاي غيردولتي در كميته ملي MDG با اشاره به اين كه آخرين جلسه كميته در دولت قبلي تشكيل شده است، مي گويد: «بهانه شان اين است كه مي خواهيم مجدداروي ساختار كميته كار كنيم.»به گفته ماشيني اين كميته قرار بود اهداف توسعه هزاره را در سطح ملي پيگيري كند و نهادي براي ايجاد هماهنگي بين دستگاه هاي دولتي مرتبط با اين اهداف، سازمان هاي غيردولتي، بخش خصوصي، آژانس هاي سازمان ملل در ايران باشد، اما پس از تشكيل چند جلسه، وقتي كه تازه داشت سامان مي گرفت، با تغيير دولت مواجه شد و ديگر تشكيل جلسه نداد.با اين وجود كميته هاي بخش خصوصي، آژانس هاي سازمان ملل و سازمان هاي غيردولتي كه از جمله گروه هاي فرعي اين كميته هستند، همچنان به فعاليت خود ادامه مي دهند و ترويج اهداف توسعه هزاره در بين مردم، هماهنگي بين نهادهاي غيردولتي ذي ربط براي تحقق اين اهداف را در دستور كار خود قرار داده اند اما دستور كار سوم اين كميته ها كه واسطه گري بين دولت و مردم براي تحقق اهداف توسعه هزاره بوده، به تشكيل مجدد كميته ملي MDG و حضور مسوولان دولتي در كنار ساير بخش ها موكول شده است و البته قطع شدن اين ارتباط، تحقق ساير وظايف اين كميته ها و به خصوص كميته سازمان هاي غيردولتي را نيز با مشكل مواجه كرده است. چرا كه به گفته ماشيني در شرايطي كه جايگاه نهادهاي مدني به رسميت شناخته نمي شود و ارتباط آنها با دولت كمرنگ مي شود، طبيعي است كه مهم ترين نقش NGO ها كه همان حلقه واسطه بين دولت و مردم بودن است، محقق نمي شود.براي آگاهي از چرايي تعطيلي اين كميته به سراغ مديران سازمان مديريت و برنامه ريزي كه مسووليت مستقيم اهداف توسعه هزاره را بر عهده دارند، مي رويم تا بپرسيم چرا با وجود اين كه ايران وضعيت نسبتامطلوبي در زمينه تحقق اهداف توسعه هزاره دارد، فعاليت هاي اين كميته متوقف شده است.محمد مهدي محمودي، مشاور معاونت امور اجتماعي سازمان مديريت و برنامه ريزي كه در دولت خاتمي نيز پيگير بخش دولتي اهداف توسعه هزاره بوده، علت تعطيلي كميته را تغيير مسوولان دولتي عضو كميته عنوان مي كند و مي گويد: «با تعيين شدن مسوولان بخش هاي مختلف دولتي مرتبط با اهداف توسعه هزاره، براي دستگاه هاي ذي ربط دعوتنامه فرستاده ايم و كميته جديد به زودي در سطحي بالاتر تشكيل خواهد شد.»محمودي در حالي از تشكيل كميته در اسرع وقت خبر مي دهد، كه 10 ماه از تغيير دولت گذشته است و تا چند ماه ديگر دولت ايران بايد دومين گزارش ملي خود از پيشرفت اهداف توسعه هزاره را به سازمان ملل ارايه كند.گزارشي كه فعالان مرتبط با اهداف توسعه هزاره آن را از مهم ترين اهداف تشكيل اين كميته مي دانند و نگران چگونگي تدوين گزارش اين دوره در تعطيلي كميته ملي و هماهنگ نبودن دستگاه هاي ذي ربط هستند. محمودي اما معتقد است: «گزارش دهي ربطي به كميته ملي ندارد و اصلابا تعطيلي كميته ملي اهداف توسعه هزاره هيچ خللي در كار ايجاد نشده است.»
اهداف توسعه هزاره
آرمان هاي حداقلي براي همه مردم جهان
اهداف توسعه هزاره چكيده اي از اعلاميه هزاره است كه سران كشورها براي پيگيري آن موافقت كرده اند. اين بيانيه در اجلاس هزاره در نيويورك در سپتامبر2000 توسط 191 كشور به تصويب رسيد.
اين اهداف اولين برنامه عملي است كه دولت ها را موظف مي كند تا سال 2015 تغييرات مشخصي را در حوزه هاي مورد توافق ايجاد كنند. در بيانيه هزاره بر ارزش ها و مباني مشترك، صلح، امنيت و خلع سلاح، توسعه و ريشه كني فقر، حفظ محيط زيست مشترك، حقوق بشر، دموكراسي و حكومت مداري مطلوب، محافظت از اقشار آسيب پذير، برآورده كردن نيازهاي خاص قاره آفريقا و تقويت سازمان ملل متحد تاكيد شده است و هشت هدف عمده اي كه كشورها تلاش خواهند كرد تا سال 2015 به آن جامه عمل بپوشانند، عبارتند از: ريشه كني فقر شديد و گرسنگي، دستيابي به تحصيلات ابتدايي همگاني در سطح جهان، توسعه دادن برابري جنسيتي و توانمند ساختن زنان، كاستن از مرگ و مير كودكان، بهبود بهداشت مادران، مبارزه با بيماري ايدز و ويروس آن، مالاريا و بيماري هاي ديگر، تضمين پايداري محيط زيست و مشاركتي جهاني براي توسعه.
جامعه مدني اقدام مي كند
اولين اقدام رسمي كه در ايران براي تحقق اهداف توسعه هزاره انجام شد، تشكيل كميته ملي اهداف توسعه هزاره بود كه كه علاوه بر دستگاه هاي دولتي سازمان هاي غيردولتي، بخش خصوصي و سازمان ملل نيز در آن حضور داشتند و قرار بود در كنار يكديگر هماهنگي لازم را بين دستگاه ها و بخش هاي مختلف براي دستيابي به اين اهداف اعمال كنند.
تشكيل اين كميته البته اولين اقدام عملي نبود و نخستين گام فراگير درجهت حساس سازي جامعه به اهداف توسعه هزاره در شهريورماه سال 83 از سوي سازمان هاي غيردولتي برداشته شد. در اين نشست كه تحت عنوان «اهداف توسعه هزاره: جامعه مدني اقدام مي كند» برگزار شد، يكصد تشكل غيردولتي در حالي گزارش عملكرد خود در خصوص بررسي آرمان هاي توسعه هزاره را ارايه كردند كه سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور تا آن زمان گزارش مقدماتي خود را در چارچوب اهداف توسعه هزاره منتشر نكرده بود.پيش از برگزاري اين نشست، سازمان هاي غيردولتي هشت هدف توسعه هزاره را در هشت كارگروه بررسي كردند و فعاليت هاي انجام شده در هر حوزه، نيازهاي خاص ايران در رابطه با هر كدام از اهداف و توصيه هاي سازمان هاي غيردولتي براي عملياتي شدن اهداف توسعه هزاره از سوي مركز اطلاعات همگاني سازمان ملل متحد در تهران (UNIC) به اجلاس جهاني «اهداف توسعه هزاره: جامعه مدني اقدام مي كند» كه سپتامبر 2004 در مقر سازمان ملل در نيويورك برگزار شد، ارسال شد.تشكيل كميته ملي سازمان هاي غيردولتي در خصوص اهداف توسعه هزاره، اما با آن كه اولين گام در اين حوزه نيست از آنجا حايز اهميت است كه براي اولين بار در ايران سازمان هاي غيردولتي در يك كميته ملي در كنار دولت و بخش خصوصي به صورت رسمي حضور دارند و مي توانند در خصوص سياست ها و برنامه هاي اجرا شده به صورت مستقل اظهار نظر كنند.در استان مركزي كه كميته اهداف توسعه هزاره آن ارديبهشت ماه امسال تشكيل شد، 120 سازمان غيردولتي پس از شركت در همايش يك روزه توسعه هزاره سوم كه با مشاركت سازمان ملل متحد در مركز آموزش عالي خمين برگزار شد، براي فعاليت در هشت آرمان هزاره سوم ثبت نام كردند.آذربايجان غربي ها هم مرداد ماه سال گذشته هسته اوليه پيگيري MDG را در استانشان تشكيل دادند.«شبنم عليزاده»، عضو انجمن زنان كار آفرين اين استان كه به تازگي از دوره آموزشي MDG از كشور پاكستان بازگشته، وظيفه آشنايي آذربايجاني ها با اين اهداف را بر عهده گرفته و قرار است با راه اندازي اين هسته همه تشكل ها و انجمن هايي كه در راستاي هشت هدف تعيين شده توسعه هزاره فعاليت مي كنند، دورهم جمع شوند.
در شمال كشور نيز، انجمن هاي غيردولتي استان گلستان به همت برخي از فعالان حوزه اجتماعي درصدد اجراي اهداف توسعه هزاره با تشكيل كميته ها و گروه هاي هشت گانه هستند و آنگونه كه «پريچهر شاهسوند» نماينده ديگر سازمان هاي غيردولتي در كميته ملي اهداف توسعه هزاره اعلام كرده، قرار است در نخستين قدم سازمان هاي غيردولتي 13 استان كشور در زمينه ترويج و پيگيري تحقق اهداف توسعه هزاره فعال شوند.از همين رو است كه به تدريج بخش هاي مختلف جامعه مدني در حال پيوستن به كارزاري بين المللي براي تحقق اين اهداف هستند به گونه اي كه در برخي كشورها، ائتلاف هايي شكل گرفته است، برخي از سازمان ها نظارت بر تحقق اين اهداف را بر عهده گرفته اند، برخي ديگر به صورت مستقيم در روند تحقق اهداف وارد شده اند ونقش هاي اساسي را ايفا مي كنند و گروه زيادي نيز به اطلاع رساني، آگاهي بخشي و آموزش اشتغال دارند تا اين اهداف هر چه بيشتر جاي خود را در جامعه باز كند وبه صورت مطالبات اوليه مردم از دولت ها در آيد .در ايران نيز با وجود اين كه هنوز بسياري از مسوولان دولتي، روزنامه نگاران و اكثريت افكار عمومي تاكنون حتي نام اهداف توسعه هزاره را هم نشنيده اند، نهادهاي مدني در نقاط مختلف كشور در پي ترويج اين اهداف و پيگيربراي تحقق آن ها هستند. ثمره دادن اين تلاش البته در گرو اعمال اصول حاكميت مطلوب شامل جلب مشاركت واقعي تمامي آحاد جامعه در فرآيندهاي تصميم گيري، شفافيت نظام هاي اجرايي، پاسخگو بودن نهادها و مسوولان، ظرفيت سازي و توانمند نمودن افراد جامعه و فراهم آوردن فرصت هاي مساوي براي آنان است كه سازمان هاي غيردولتي به روش هاي مختلف سعي در دستيابي به آن دارند.اين تلاش اما به تنهايي به ثمر نمي رسد و چنان كه محمودي نيز تاكيد مي كند نياز به يك عزم ملي و همگاني دارد كه اميد است با تشكيل مجدد كميته ملي اهداف توسعه هزاره و گردهم آمدن دولت، بخش خصوصي، سازمان هاي غيردولتي و آژانس هاي ملل متحد در ايران محقق شود